غیر قابل انتشار
 
لینک دوستان
حدود چهار  ماه دیگر درست در اخرین ماه سال 94  انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی برگزار می شود جریان های مختلف سیاسی خود را برای انتخابات اسفندماه آماده می کنند، برخی جریان های سیاسی بقا  و ادامه ی حیات سیاسی خود را در انتخابات مجلس می دانند،انتخاباتی که از یک سو میتواند پایانی بر جریان سیاسی باشد که یک دهه حاکم بلامنازع  قدرت بود و در خلا نبود رقیب در انتخابات قبلی مجلس به شکافی درونی دچار شد و از یک سو ی دیگر آغازی برای کسانی دانست که در چندساله اخیر به سبب اخلال در امنیت کشور سهمی در قدرت و مجلس نداشته اند. در این یاداشت سعی کرده ام  مروری جامع بر حوادث سیاسی داشته باشم

اصلاح طلبان

جریان های سیاسی نزدیک به اصلاح طلب بسیار زود تر از  جناح رقیب خود دست به کار شده اند آنها تقریبا پس پیروزی حسن روحانی در انتخابات 92 به سراغ فعالیت های سیاسی برای انتخابات مجلس رفته اند از جلسات پیآپی نخبگان سیاسی تا جلسات تشکیلاتی برای کارآموزان مشتاق سیاسی که در فتنه 88 چهره پلید خود را ظاهر نکرده اند،هرچند این همه  سراسیمگی برای انتخابات از سوی یک جریان را نمی توان به نفع منافع ملی دانست اما به هر حال از گروهی  بازگشت دوباره قدرت را در سر میپرورانند هیچ بعید نیست. اما تمام حرف ها در مورد اصلاح طلبان به اینجا ختم نمیشود اصلاح طلبان یک شکاف عمیق درون خود دارند  و آن همراهی با دولت یا عدم همراهی با دولت است

 

برخی اصلاح طلبان (جریان کارگزاران)خواهان نزدیکی اصلاح طلبان به به دولت هستند که در این بین از سر لیستی و ریاست مجلسی ناطق نوری و حتی علی لاریجانی نیز حمایت میکنند این جریان نزدیک به دولت و آیت الله هاشمی در همایش سالیانه خود مهمانی ویژه  و عضوی قدیمی به نام اسحاق جهانگیری ،معاون اول رئیس جمهور ،داشت. که همین گواه بر نزدیکی دولت و کارگزاران است میل به لیبرالیسم و فضای باز اقتصادی و توسعه پایدار اقتصادی را به عنوان زمینه ساز رسیدن به آزادی‌های سیاسی و اجتماعی نیز از آرمان های هر دو بوده و هست

 

اما گروه دیگر اصلاح طلب (ندا و مشارکتی ها)بر سر حضور همراه با دولت اختلاف نظر دارند آن ها معتقدند که اصلاح طلبان آنقدر پایگاه اجتماعی دارند که بتوانند به تنهایی پیدا کنند و پیروز شوند از اختلافات دیگر این دسته از اصلاح طلبان حضور عارف به عنوان و گزینه برای ریاست مجلس است عارف که تقریبا مورد کم لطفی از سوی روحانی قرار گرفت خود میلی به همکاری مستقیم با دولت ندارد از اختلافات فکری این دو جریان میشود رکن قرار دادن توسعه سیاسی توسط این دسته از اصلاح طلبان اشاره کرد.

 

البته این نکته بسیار حائز اهمیت است که اصلاح طلبان شاید همگی تابع نظر یک فرد هستند و نظر او شاید حل کننده اختلافات است و او کسی نیست به جز رئیس دولت اصلاحات.

 

اصولگرایان و ما ادارک ما اصولگرایان

 

بدون شک یکی از محور های انتخابات در ایران همواره اصولگرایان هستند اما جریان اصولگرایی این روز ها زیاد حال روز ندارد و این را یاید در باز تعریف وازه اصولگرایی تعریف کرد اینکه واقعا امروز چه کسی در دایره اصولگرایی قرار میگیرد؟.با تمام این تفاسیر به این میپردازیم که اوضاع اصولگرایان امروز گونه است

 

 

ائتلاف زیر سایه جامعتین

 

پس از  انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و در شرایطی که آرایش انتخاباتی تامل‌برانگیز اصولگریان موجبات شکست در انتخابات و واگذاری عرصه سیاسی به رقیب شد ، گروه های مختلف اصولگرایی به فکر اتحاد و انسجام هر چه بیشتر و پرهیز از ارائه لیست های متعدد افتادند. در همین راستا جبهه پایداری انقلاب اسلامی، اصولگرایان تحول خواه (متشکل از جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی) و همچنین جبهه پیروان خط امام(ره) و رهبری که اضلاع اصلی اصولگرایان محسوب می شوند برای نزدیک کردن هرچه بیشتر مواضع خود به یکدیگر و پرهیز از دامن زدن به اختلاف ها، گام هایی را برداشتند و جلساتی را جهت نیل به این مهم برگزار کردند. در این مسیر آیت الله مصباح یزدی، جامعه روحانیت مبارز به رهبری آیت الله موحدی کرمانی و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به رهبری آیت الله یزدی؛ نقشی بی بدیل دارند. به همین جهت جلسات مشترک این سه نفر و تصمیمات با محوریت آن ها، مرکز ثقل وحدت اصولگرایان شده و اخبار امیدوار کننده ای در این راستا به گوش دوستداران و دلسوزان انقلاب اسلامی می رسد. با این وجود، هرچند گروه های اصلی و موثر اصولگرایان در این مثلث وحدت حضور دارند و امید می رود ادامه این روند، نتایج قابل توجهی برای اصولگرایان داشته باشد؛ اما گستردگی جریان اصولگرا موجب شده تا این گونه به نظر برسد که برای موفقیت بیشتر این جریان در انتخابات آینده، به اضافه شدن دیگر طیف های اصولگرا  به مرکز ثقل وحدت این جریان که با محوریت آیت الله مصباح یزدی، آیت الله موحدی کرمانی و آیت الله یزدی تشکیل شده است نیاز باشد

 

محمد باقر قالیباف

 

از آن جا که هموراه در عرصه سیاسی ایران افراد نقش به سزا تری از احزاب داشته اند خالی از لطف نیست که از شخصیت تاثیر گزار سیاسی در این عرصه سخنی به میان آوریم. محمد باقر قالیباف نیز از جمله افرادی است که هرچند نسبت به انتخابات آینده مجلس تا کنون اظهار نظر خاصی از وی شنیده نشده است اما تاسیس یک حزب از طرف نزدیکان قالیباف این گمانه زنی را به وجود آورد که او هم برای اتحاد وانسجام  اصولگرایان آستینی بالا زده است . در هر صورت قالیباف که کارنامه مدیریتی و اجرایی  در خشانش  در مدیریت شهر تهران از نقاط قوت برجسته وی محسوب می شود و وی را به چهره های تاثیرگذار عرصه سیاسی کشور تبدیل کرده؛ یکی از افرادی است که می تواند به ائتلاف اصولگرایان اضافه شود و در انتخابات آینده مجلس نه به عنوان یک کاندید بلکه به صورت یک حامی تاثیرگذار باشد.

 

 

سعید جلیلی

 

سعید جلیلی هرچند در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، مورد حمایت جبهه پایداری انقلاب اسلامی قرار گرفت، اما هیچ گاه از اعضای تشکیلاتی جبهه پایداری نبوده و وی نیز از جمله افراد موثر در جبهه اصولگرایان است که می تواند در انتخابات آینده مجلس نقش آفرین باشد. با این همه تا کنون موضعی از وی در رابطه با انتخابات مجلس دهم شنیده نشده و مشخص نیست برنامه وی و حامیانش برای انتخابات آینده چیست. اما به نظر می رسد اضافه شدن جلیلی به ائتلاف اصولگریان که با محوریت آیات عظام مصباح یزدی، موحدی کرمانی و یزدی شکل گرفته است؛ می تواند پیامدهای مثبتی برای وی و این ائتلاف داشته باشد.حضور وی به عنوان یک حامی و حتی یک کاندید می تواند بسیار برای اصولگرایان و جریان انقلاب اسلامی حائز اهمیت باشد  

 

علی لاریجانی  و دولت

 

وی که  دو دوره پیآپی بر کرسی ریاست مجلس تکیه زد و در این راه از حریفی درون حزبی خود به نام حداد عادل با عبور کرد،امروز در عرصه سیاسی ایران حرفی برای خود دارد.علی لاریجانی برای بسیاری شخصیتی کاریزماتیکی است و در این روز ها شخصیت مورد تنفر بسیاری دیگر.سیاست مداری خوب که سیاست را خوب میداند همه ما اختلافات او را با احمدی نزاد به یاد داریم که هر هفته چه قائله هایی در مجلس به پا می شد اما پس از روی کار آمدن حسن روحانی بلاشک یکی از حامیان وی لاریجانی است،لاریجانی است که برجام را تصویب میکنند،لاریجانی است که جلوی استیضاح را میگرد،لاریجانی است که یار دولت است. اما به عوض چه لاریجانی این تحرکات سیاسی را انجام میدهد دور از ذهن نیست که لاریجانی به فکر ائتلاف با دولت باری مجلس آینده باشد چراکه بر آیند نظرات دو طرف بسیار به شبیه و نزدیک است هر دو طرف خواهان آرامش نسبی در فضای سیاسی هستند ومسلما در این راه با یک دیگر همراه هستند اما لاریجانی برای تکیه زدن به کرسی ریاست مجلس چند رقیب احتمالی دارد.حدادعادل که گزینه است که شاید رای آوردنش برای ریاست مجلس بستگی به حضور حداکثری اصولگرایان در مجلس دارد رقیب دیگر وی  مرد انصراف‌ها محمدرضا عارف است که تکیه زدن او هم بستگی به حضور اصلاح طلبان در مجلس دارد اما ناطق‌نوری درست ناطق نوری برهم زنده بازی هدفمند لاریجانی است.شاید برای همین است که زیبا کلام فریاد میزند ناطق بهتر از عارف .

 

[ جمعه چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 22:38 PM ] [ Hamid ]

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، دومین مجلسِ یازدهمین دوره «سوگوارۀ هنر و حماسه» با سخنرانی حجت‌الإسلام پناهیان و شعرخوانی امید مهدی‌نژاد، شب گذشته در پریس ولیعصرِ دانشگاه هنر برگزار شد. خلاصه‌ای از سخنرانی شب اول این مراسم را نظر می‌گذرانید:


حماسه، آمیزه‌ای است از صلابت و شجاعت و بسیاری دیگر از زیبایی‌هایی که در زندگی انسان یافت می‌شود. معمولاً ظرف حماسه ظرفیت پذیرش خیلی از زیبایی‌ها را دارد. کاش فرصت می‌شد درباره رابطه صداقت و حماسه سخن بگوییم. ما تابه‌حال به موضوعات مختلفی در ارتباط با حماسه پرداختیم، ولی در این سال‌ها به ارتباط صداقت و حماسه نپرداختیم. حماسه، زیبایی، جذابیت و شیرینی خاص خود را دارد، به‌حدی که آن سرگرم‌کنندگی و فرحناکی که انسان در ارتباط با حماسه پیدا می‌کند، در ارتباط با هیچ موضوع دیگری نمی‌تواند آن نشاط را پیدا کند. به‌هرحال این برداشتی کلی است که ما از حماسه داریم. ولی ما امروز با آخرالزمان مواجه هستیم. ما در شرایط دیگری هستیم غیر از شرایطی که در طول تاریخ بوده است. در شرایطی که در طول تاریخ بر بشر حکم‌فرما بوده، حماسه‌ها همیشه توأم با مظلومیت بوده‌اند. ما واقعاً در پیچ مهم تاریخی هستیم، یعنی از دوران مظلومیت حق خارج می‌شویم و به دوران اقتدار حق می‌رسیم. این خیلی تفاوت ایجاد می‌کند.


حماسی‌بودنِ انسان به این است که جهانی‌اندیش باشد


حالا چگونه می‌شود حماسه‌هایی تولید کرد نه توأم با ظالم‌بودن، بلکه توأم با مقتدر بودن؟ می‌شود چنین حماسه‌ای خلق کرد، حماسه‌ای که این‌بار مظلومان تاریخ نمی‌آفرینند، بلکه قدرتمندترین‌ها آن را رقم می‌زنند. الآن دیگر جای بحث حماسه هست. اساساً حماسه همیشه برای مظلومان تاریخ است. یکی از ویژگی‌های حماسه در آخرالزمان این است که این حماسه‌ها جهانی هستند. الآن حماسی‌بودن یک انسان به این است که جهان‌اندیش باشد، به جهان فکر کند، به بشریت فکر کند.


ما الآن باید فراتر از منطقه خودمان، فراتر از وطن و حتی فراتر از اسلام به موضوع نگاه کنیم، من دارم چه‌چیزی را تقاضا می‌کنم؟ برسیم به جایی که لااقل جوانان نخبه فرهنگی، جهانی‌اندیش باشند، درباره همه پدیده‌ها از جنس اول صحبت کنند. البته مردم ما الآن خیلی هوشیارتر شده‌اند، ولی هوشیاری ما تازه دارد می‌رسد به حد و اندازه‌های مملکت. باید هشیاری‌مان به اندازه‌های جهانی برسد.


من در سه نقطه جهان به دانشگاه‌های پیشرفته رفته بودم تا به دانشجوهای ایرانی سر بزنم. این سه نقطه واقعاً نقاط دور از هم بودند: آفریقای جنوبی، اوکراین و کانادا. می‌پرسیدم که یهودی‌ها بچه‌هایشان را به چه رشته‌ای می‌فرستند؟ بلافاصله همه می‌گفتند بیشترِ این‌ها اقتصاد می‌خوانند. ببینید، بیشترِ این‌ها اقتصاد می‌خوانند. اقتصاد یعنی چه؟ یعنی تو چطور می‌توانی از هرچیزی پول در بیاوری، آن را بگو. بیشتر از اینکه تکنسین تربیت بکنند، می‌گویند از تکنسین‌ها و متخصصان فنی چطور می‌شود پول درآورد. آن‌ها این را یاد می‌گیرند و بعد با پول، صنعت را هم اداره می‌کنند. طی صد سال پیش‌بینی کردند که تاج پادشاهی بر جهان را بر سر خواهند گذاشت. انقلاب اسلامی ایران آن‌ها را خراب کرد، وگرنه آن‌ها کارشان را پیش برده بودند. چه شد که این‌ها جهانی شدند؟ خودشان می‌گویند نهایتِ مظلومیت ما و پراکندگی ما در جهان.


خب ما از این دو عنصر یکی از آن‌ها را داریم: نهایتِ مظلومیت. اما پراکندگی در جهان را آنچنان نداریم، ما قومی نیستیم که در جهان آواره شده باشیم و هیچ سرزمینی نداشته باشیم و مجبور باشیم برای بقا سفت و سخت زندگی کنیم. ما برای جهانی‌شدن باید به فهم خودمان تکیه کنیم. ما الآن باید دانشگاه داشته باشیم، ما الآن یک دانشگاه درست و کامل برای مدیریت فرهنگی که با استفاده از آن، محل‌هایمان را، ایران اسلامی خودمان را اداره بکنیم، نداریم. من دارم اینجا تقاضا می‌کنم که بیایید دانشگاه‌ها و رشته‌هایی تأسیس کنیم که ببنیم با فرهنگ ملل و مردم جهان چگونه باید برخورد کنیم، با چه زبانی با مردم جهان حرف بزنیم. امروزه این تقاضایی است که دین از ما دارد، امروزه این تقاضایی است که تاریخ از ما دارد. اتفاق خیلی عجیبی دارد می‌افتد، از یک‌طرف ما ناخواسته داریم جهانی می‌شویم، از یک طرف یک قدم در این زمینه برنمی‌داریم و از طرف دیگر ادعا هم می‌کنیم.


امام حسین(علیه‌السلام)، به چیزی فراتر از سیاست می‌اندیشید


خب یک سری به کربلای اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) بزنم. اباعبدالله‌الحسین‌(علیه‌السلام) وقتی محاصره شد، فرمود خب من می‌روم، من برمی‌گردم، رهایم کنید. آقا چه شد آن انقلابی‌گری؟ در انقلابی‌گری، یک شلوغ‌بازی الکی که نداریم. فرمود من برمی‌گردم. به ما گفته بودند امام حسین(علیه‌السلام) رفت که یزید را بکشد، حکومت را بگیرد، با آن مردم! وقتی با آن مردم نشد، فرمود من برمی‌گردم. انقلابی‌گریِ الکی نداریم. گفتند کجا بر می‌گردی؟ فرمود می‌روم مدینه. گفتند نمی‌شود برگردید مدینه. فرمود می‌روم یک جای دیگر، گفتند نمی‌شود. فرمود خودم می‌روم سمت یزید حالا باهم یک کاری می‌کنیم. اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) خیلی کوتاه آمد، برای چه؟ برای اینکه به چیزی می‌اندیشید که فراتر از سیاست بود. دقت کنند دوستان، من جزو کسانی هستم که «سیاست ما عین دیانت ماست» را قبول دارم، حتماً دیده‌اید که خیلی هم در این زمینه حرف زدم، ولی ما فراتر از سیاست هم داریم.


باور کنید که ما باید جهان را اداره کنیم


اصلاً جنس دین ما طوری است که دنبال تمدن است و سیاست هم جزئی از آن است و ما سیاستی را باید اتخاذ کنیم که در پی تمدن‌سازی باشد. ولی تعابیری را می‌خواهم به کار ببرم که جرئت نمی‌کنم. ما باید جهان را اداره کنیم. ما بچه‌مثبت‌بازی نباید دربیاوریم. «آهسته برو آهسته بیا که گربه شاخت نزنه»، «بچه از کنار دیوار برو» و امثال این‌ها، اخلاق اسلامی نیست. باور کنید که ما باید جهان را اداره کنیم. جهان برای ماست، برای مرامِ ماست. آقا این منیّت نمی‌آورد؟ خب مواظب باش که نیاورد.


بحث محرم برای ما خودسازی و نورانی‌کردن است تا بزرگ شویم. اگر نماز می‌خوانیم، با نماز می‌خواهیم بزرگ شویم. زمانی ظرفیت بزرگ‌شدن و زمینه بزرگ‌شدن وجود نداشت، ولی الآن خوشبختانه وجود دارد. خداوند می‌فرماید که تو باید مانند من شوی. درست است که ما تکبر خدا را نباید بگیریم، ولی ما تا بزرگ نشویم به ملاقات خدای بزرگ نخواهیم رفت. اگر بزرگ شدیم، خیلی از انگیزه‌های پست دنیایی، نزد ما حقیر خواهد شد. اگر انسان بزرگ شد، حماسه می‌آفریند. انسان‌های بزرگ، حماسه می‌آفرینند. بزرگی را در چه می‌بینید؟ معنویات ما کجا در سعی کرده این بزرگی را در ما ایجاد بکند؟ برای اینکه از حقارت بیرون بیاییم، از کدام گناه باید استغفار کنیم؟ از به‌فکر خود بودن، از محدود به خود بودن. جهان بزرگی در روح خودتان پیدا بکنید.


عباس(علیه‌السلام)، رفته بود برای نجات بشریت


چرا حضرت عباس(علیه‌السلام) مقامی دارد که همه شهدا از جمله شهدای کربلا به او غبطه می‌خورند؟ یکی از دلایلش این است که ابوالفضل العباس(علیه‌السلام) نرفت که مشک آب برای لب‌های تشنه بچه‌های اباعبدالله‌الحسین(علیه‌السلام) برساند. اگر به درون روح عباس(علیه‌السلام) مراجعه کنید، می‌بینید که قصدش خیلی بزرگ‌تر از این‌ها بود. یک تعبیری به زبان او آمد که به زبان هیچ‌کدام از شهدای کربلا نیامده بود. همه شهدای کربلا گفتند که یااباعبدالله، ما می‌خواهیم از شما دفاع کنیم، اجازه بده ما فدای شما شویم. تنها کسی که جمله متفاوتی گفت و ناشی از روح بزرگ اوست، ابوالفضل‌العباس(علیه‌السلام) است که گفت یااباعبدالله سینه‌ام سختی تحمل کرده، تنگی کرده، دیگر نمی‌توانم تحمل بکنم، می‌خواهم انتقام کشته‌شدگانم را بگیرم. اصلاً به پایان فکر نمی‌کند، حتی به شهادت هم نمی‌اندیشد، می‌خواهد غائله را جمع کند؛ این ناشی از روح بزرگ اوست.


حسین(علیه‌السلام) وقتی بر بالین عباس(علیه‌السلام) رسید، گفت که اکنون امیدم ناامید شد و کمرم شکست. این حرف یعنی اینکه حسین(علیه‌السلام) واقعاً امید به پیروزی داشت و این پیروزی با عباس(علیه‌السلام) ممکن بود. در تاریخ هم امیر مؤمنان(علیه‌السلام) را وقتی دست‌بسته به مسجد بردند، خانم فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) آمد و ایشان را نجات داد و حضرت علی(علیه‌السلام) در آن لحظه گفت اگر من دو نفر را داشتم، کار به اینجا نمی‌کشید: حمزه سیدالشهدا و جعفر طیار. در کربلا هم حسین(علیه‌السلام) می‌گفت که عباس اگر تو را از من نگرفته بودند، کار به اینجا نمی‌کشید. بله حمزه سیدالشهدا و جعفر طیار هم به مقام ابوالفضل‌العباس(علیه‌السلام) غبطه می‌خورند. واقعاً بشریت، لیاقت این را نداشت که عباس(علیه‌السلام)، نجاتش دهد، وگرنه عباس(علیه‌السلام) رفته بود برای نجاتِ بشریت.

[ شنبه دوم آبان ۱۳۹۴ ] [ 20:49 PM ] [ Hamid ]

صبح روز شنبه، 11 مهرماه 1394 در كنار اخبار رسانههاي فضاي مجازي كه ورود پيكر تعدادي از جانباختگان ايراني در فاجعه منا به كشور و تجمع مخالفان برجام در بهارستان را گزارش ميدادند، خبري ديگر در صدر اخبار سايتها و خبرگزاريها جا خوش كرد: بابك زنجاني به دادگاه رفت.

 

چهرهاي ششتيغه اما نگران!

ساعت 8:30 دقيقه صبح بود كه خبرگزاري فارس گزارش داد: «بابك زنجاني متهم پرونده فساد نفتي با تدابير شديد امنيتي و بيش از 10 ماشين اسكورت وارد دادگاه انقلاب شد. لازم به ذكر است كه بانك زنجاني با چهرهاي همراه با نگراني اما ششتيغه وارد دادگاه شد». زنجاني اينك در دادگاهي حاضر ميشود كه به جرائم مختلف محاكمه ميشود. طبق كيفرخواست صادره، اتهامات بابك زنجاني عبارت است از افساد فيالارض از طريق اخلال در نظام اقتصادي كشور، كلاهبرداري از شركت ملي نفت، بانك مسكن و تامين اجتماعي، پولشويي، جعل 24 فقره اسناد بانكي و صورتحسابهاي بانكي، جعل حوالههاي ارزي، جعل دستور انتقال بين بانكها.

اما چرا مردي كه به گفته بيژن زنگنه، وزير نفت دولت يازدهم، به هر ايراني 110 هزار تومان بدهكار است، ادعا ميكرد كه بسيجي اقتصادي است؟ در اين زمينه زنجاني ادعا ميكند در ايامي كه كشور با تحريمهاي شديدي دست و پنجه نرم ميكرد و اقتصاد وابسته به نفت كشور در شرايط بحراني قرار گرفته بود، به غير از چند خريدار محدود كه دولت آمريكا آنها را مشخص كرده بود كه به ميزان محدود حق خريداري نفت از ايران را داشتند، هيچ كشوري مجاز به خريد نفت از ايران نبود. از سوي ديگر هيچ سازمان كشتيراني معتبري حاضر به انتقال نفت ايران نبود. از طرفي هيچ شركت بيمهاي حاضر به ارائه خدمات به ايران نبود و حتي اگر تمام اين موارد انجام ميشد و ايران ميتوانست نفت خود را به فروش برساند، امكان انتقال پولهاي حاصل از فروش نفت به كشور وجود نداشت و سوئيفت ايران بهصورت كامل مسدود شده بود و بانك مركزي هيچ قدرت مانوري در اين زمينه نداشت. بابك زنجاني معتقد است در چنين شرايطي مثل يك قهرمان وارد ميدان ميشود و به كشور خدمت ميكند. يعني هم در حوزه نفت و انرژي و هم در حوزه پولي موفق به دور زدن تحريمها ميشود و مبالغ هنگفتي هم به كشور بازميگرداند.

 

دلارها كجاست؟!

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:43 PM ] [ Hamid ]

نفت مادهاي بدبو اما جذاب است. سودي كه از فروش و تجارت آن به دست ميآيد بيشك بوي بد آن را به عطري دلانگيز تبديل ميكند. حال اينكه اگر اين عطر دلانگيز در جواني به مشام برسد ميتوان با دستگاه‎‎هاي سنگين وارد شهرك غرب شد و ادعا كرد حتي اگر جان كسي هم به خطر افتاد پول آن را ميدهم. گاهي مدعي «بسيجي اقتصادي» هم بهدليل استشمام بيش از حد بوي دلار و نفت رسالت خود را فراموش كرده و نام خود را در اقتصاد كشور به نام يك مفسد ثبت ميكند. بانك زنجاني كه در سال 92 در صدر اخبار قرار داشت، اين روزها با برگزاري جلسه علني دادگاه رسيدگي به تخلفاتش دوباره سهم عمدهاي از اخبار را به خود اختصاص داده است. در اين ميان و در بازه زماني دو ساله بازداشت تا دادگاه بابك زنجاني، كميسيون اصل 90 بيش از هر كميسيون تخصصي ديگر درگير اين پرونده بوده است. مطلب پيش رو بخشي از گپ و گفت ما با اعضاي كميسيون اصل 90 به بهانه دادگاه بابك زنجاني است.

محمد علي پور مختار

رئيس كميسيون اصل 90

 

زنجاني وزرا را فريفته بود

   درحاليكه دادگاه علني بابك زنجاني از 11 مهرماه آغاز شده و كيفرخواست آن از سوي مسئولين قرائت شده است، آيا كميسيون اصل 90 باز هم در اين پرونده نقش داشته و به تحقيق و تفحص ادامه ميدهد؟

در زماني كه نياز باشد از هيچ كمكي به دستگاه قضايي دريغ نميشود، اما مجلس تمام بررسي‎‎هاي لازم را درباره پرونده آقاي بابك زنجاني انجام داده و نتيجه آن را به قوه قضائيه ارسال كرده است. گزارش ارسال شده از سوي كميسيون، ماحصل تحقيقات و بررسي‎‎هاي مختلف و متعدد در بازه زماني طولانيمدت بود. در نتيجه دستگاه قضايي در حال حاضر سكاندار رسيدگي به پرونده و ارائه گزارش است. اما باز هم تاكيد ميكنم كه كميسيون اصل 90 از هيچ كمكي به دستگاه قضا دريغ نميكند. در چند ماه گذشته اتفاقاتي مانند نامهنگاري بابك زنجاني به كميسيون اصل 90 هم ما را تحت تاثير قرار نداده و ما هم مانند همه در انتظار به نتيجه رسيدن تحقيقات و بررسي‎‎هاي انجام شده از سوي دستگاه قضايي هستيم.

   شايعه‎‎هاي متعددي در اين دو سال نقل شده است. بهنظر شما فاصله زماني طولاني ميان دستگيري بابك زنجاني و برپايي جلسه دادگاه تاثير منفي نداشت؟

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:41 PM ] [ Hamid ]

مسئولان دولت يازدهم در دو سال اخير پرونده بابك زنجاني را معيار فسادگريزي و عزم جدي خود براي مقابله با مفاسد اقتصادي جلوه دادهاند و آن را نشانه فساد فراگير در دولت احمدينژاد خواندهاند.  تقريبا تمام مسئولان ارشد دولت يازدهم در دو سال اخير عليه بابك زنجاني و اقدامات خلاف وي سخن گفته، خواستار روشن شدن مردان پشت پرده ماجراي بابك زنجاني شده و بهطور تلويحي انگشت اتهام را بهسمت مديران ارشد دولت قبل چرخاندهاند.  اما در اين مدت بهتدريج كه برخي از زواياي پنهان ماجراي بابك زنجاني افشا شده، نسبت به عزم واقعي دولت يازدهم در مبارزه با پديده بابك زنجاني و جلوگيري از تكرار اين پديده، ترديدها و شائبه‎‎هايي بهوجود آمده است و اين ظن را به يقين تبديل كرده كه بابك زنجاني فقط يك ابزار سياسي براي تخريب يك جريان سياسي است كه بر حسب اتفاق، در فرصت مناسبي هم در اختيار دولت يازدهم قرار گرفته است.  در اين گزارش با نگاهي سلسلهوار به ماجراهاي دولت يازدهم و بابك زنجاني، به اين شائبه‎‎ها پرداخته شده است.

 

رويش بابك زنجاني در دولت اصلاحات

زنجاني متولد 21 اسفند سال 1349 در تهران و صاحب شركت هلدينگ توسعه سورينت قشم است. گفته ميشود زنجاني حدود 64 شركت داخلي و خارجي دارد كه البته در اين ميان بسياري از بنگاه‎‎هاي تجاري كه به وي منتسب ميشوند نيز تكذيب ميشود.

نام بابك زنجاني براي بار اول در جريان استيضاح جنجالي وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي دولت دهم در مجلس شوراي اسلامي مطرح شد. در اين جلسه استيضاح، احمدينژاد قطعه فيلمي را افشا كرد كه فاضل لاريجاني، را در حال پيشنهاد اعمال نفوذ براي رفع موانع اجراي معامله سازمان تامين اجتماعي با زنجاني نشان ميداد. اين فيلم و جلسه سرآغازي شد تا نام بابك زنجاني در رسانهها و محافل سياسي كمكم رشد كند.

زنجاني دوره جوانياش را اينطور شرح ميدهد: «صادقانه ميگويم زماني كه به سربازي رفتم در سپاه تقسيم شدم، من را به اردكان يزد فرستادند. سه ماه اول آموزشيام آنجا بود. از آنجا به پادگان وليعصر (عجلاللهتعاليفرجهالشريف) تهران منتقل شدم. در بين سربازها، مرتبتر بودم و تميزتر مينوشتم بنابراين من را به قرارگاه فرماندهي سپاه فرستادند. حدود 14 ـ 13 ماه آنجا بودم. زماني كه در آن مجموعه بودم يادم هست آقاي هاشمي رفسنجاني براي بازديد به آنجا آمدند، گفتند تعدادي سرباز براي رياستجمهوري، بانك مركزي و جاهاي مختلف انتخاب كنيد. چون تكپسر بودم مرا به تهران منتقل كردند. وقتي بهعنوان سرباز به بانك مركزي رفتم، گفتند شما بايد بهعنوان راننده آقاي نوربخش را جابهجا كنيد. ابتدا سرباز بانك مركزي بودم و آقاي دكتر نوربخش راننده ديگري داشتند بعد از او من راننده آقاي نوربخش شدم. آخر خدمت سربازيام بود حدود پنج ماه مانده بود».

 

 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۴ ] [ 23:39 PM ] [ Hamid ]
6zi9_img-20151006-wa.jpg

[ شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:1 PM ] [ Hamid ]
نزدیک پانصد ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻧﻤﻮﻥ ﺑﻪ ﻃﺮﺯ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﺷﺪﻧﺪ
ﻭ ﻫﯿﭻ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺍﺯ " ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻋﺒﺎﺩﯼ " ﺩﺭ ﻧﯿﻮﻣﺪ
ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ
ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﻫﺎﯼ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻤﺪﺭﺩ ﻧﺸﺪﻧد
ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍﻧﻬﺎى روشنفكر ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﻧﮑﺮﺩﻧﺪ
استاد شجریان کنسرتشو تعطیل نکرد
ﺑﯽ ﺑﯽ ﺳﯽ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﻬﻤﺎﻧﻬﺎﯼ ﻭﯾﮋﻩ ﻧﺴﺎﺧت
ﭘﺎﺋو لو ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ ﺍﺯ اﯾﻦ ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﻧﺸﺪ
ﺳﺮﺍﻥ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ
ﮐﻤﭙﯿﻨﻬﺎ ، ﺗﻈﺎﻫﺮﺍﺕ ﻫﺎ ﺑﺮﭘﺎ ﻧﺸﺪ...
ﺁﺭﯾﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺭﮒ ﻏﯿﺮﺗﺸﻮﻥ ﺑﺎﻻ ﻧﺰﺩ
"ﺣﻘﻮﻕ بشر" و "سازمان ملل " و انجمنها سازمانهای مفت خور و بی خاصیت ﮐﮑشون ﻫﻢ ﻧﮕﺰﯾﺪ...!!


مدتی پیش خبری درباره کشتن سگ های هار و ولگرد توسط شهرداری شیراز منتشر شد(كه شيوه ى كشتن كار صحيحى نبود)...
جماعتی راه افتادند و کمپین درست کردند و قلاده گردنشان انداختند که همه ی ما سگ هستیم و این جنایت علیه سگى اَت است و رژیم جمهوری اسلامی جنایتکار است..
گرچه کشتن "بی دلیل "حیوانات محکوم است ...
اما کشتار انسان چه؟؟؟
ده روز پیش در روز عید قربان بیش از پنج هزار " انسان " در یک حادثه تروریستی کشته شدند.
حالا همان سگ پرست ها راه افتاده اند و به مقتولین مظلوم فحاشی میکنند..
که اصلا چرا رفته اند مکه!!؟؟
میخواستن نرن!!؟؟
حالا یک نفر پیدا شود به این احمقها بیاموزد که هر کس را آئینی است و هر آئینی را مناسکی...
اگر همین اتفاق در ازدحام گاوبازهای دهات های اسپانیا می افتاد همین ها پاپیون و رژ لب مشکی می زدند و می رفتند میدان محسنی و شمع روشن می کردند که وای بر این مصیبت...



یک مشت آدم مغز بلاتکلیف متوهم،که نسبت آنها با جامعه مثل کرم کدو با بدن انسان است!!در این کشور زندگی می کنند
 اما نه در عزای این مردم همراهشان هستند و نه در شادیشان... .
جناب آقای شیرازی و دارو دسته اش چرا فاجعه ی منا رو محکوم نمی کنند؟؟؟
مگه نمیگفتند که راه بیت المقدس از عربستان میگذره و اول باید مکه و مدینه رو فتح کرد؟؟
وقتش نیست که فتوای جهاد دهند و لباس جنگ بپوشند و مکه و مدینه رو فتح کنند؟؟؟
چرا این وهابی های سعودی رو لعن نمی کنند؟؟؟
چرا در شبکه های ماهواره ای شون هیچ خبری از محکوم کردن این فاجعه ی تروریستی نیست؟؟؟

این است نتیجه ی طرز تفکر اسلام آمریکایی و شیعه ی انگلیسی!!!
این است کوروش پرستی القا شده از سوی صهیونیست!!!
این است ملی گرایی القا شده توسط غرب!!!ياحق.

[ جمعه هفدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 17:44 PM ] [ Hamid ]

ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﺎ ﺗﻴﺘﺮ " » ﻣﺎ« ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ " ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ : ﺍﯾﻦ » ﻣﺎ « ﮐﻪ

ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، ﺩﻗﯿﻘﺎً ﮐﯿﺴﺖ؟ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ » ﻣﺎ« ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺩﯾﺪﺍﺭ

ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﻣﯽﺑﺎﺷﯿﻢ؛ » ﻣﺎ« ﻣﻌﺘﻘﺪﯾﻢ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﮔﺰﺍﺭﻩﻫﺎﯼ

ﺍﺯﺍﯾﻦﺩﺳﺖ، ﺍﯾﻦ » ﻣﺎ« ﺩﻗﯿﻘﺎً ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﻧﻬﺎﺩ ﻭ ﻣﺮﺟﻊ ﺭﺳﻤﯽ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ؟

ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺑﻮﻟﺘﻦ ﻧﻴﻮﺯ ، ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺳﺘﺤﻀﺎﺭ ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﻲ

ﮔﺮﺩﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻴﻬﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻛﺮﻩ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ

ﻧﻤﻲ ﺷﺪﻧﺪ. ﺑﻠﻜﻪ ﺍﺻﻼ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮊﻧﻮﻱ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﻤﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﻣﺘﻴﺎﺯ،

ﺍﻣﺘﻴﺎﺯﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﺮﻛﻤﻨﭽﺎﻱ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ ﻧﻔﺖ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﻴﺲ ﻫﻢ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ .

ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺣﺎﻛﻢ ﻭ ﺍﻧﻘﻼﺑﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ ﺭﺍﺑﻄﻪ

ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ ﻭ ﻟﻲ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﻭ ﺍﺳﺘﺜﻤﺎﺭ ﺗﻦ ﻧﻤﻲ ﺩﻫﻴﻢ . ﺍﻳﻦ ﻣﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﻨﺎﻱ

ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﻭﺑﺎﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺧﻼﻑ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻣﻠﻲ ﻛﺸﻮﺭﺵ ﻛﺎﺭﻱ

ﻧﻜﻨﺪ .

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺍﻳﻦ ﻣﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺟﻬﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺻﻼﺡ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﻮﺩ ﻳﻚ ﻧﻮﻉ ﺍﺯ ﺍﻧﻮﺍﻉ

ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﻣﺎ ﻳﻌﻨﻲ ﺗﻀﺎﺩ ﺑﻴﻦ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﮔﺮﻭﻩ ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ، ﺟﻤﻬﻮﺭﻱ ﺧﻮﺍﻩ ﻭ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺕ، ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍ ﻭ

ﺍﺻﻼﺡ ﻃﻠﺐ ﻭ ...

ﺗﻌﺠﺐ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﻳﻚ ﻣﺎﻱ ﺍﺻﻼﺡ ﻃﻠﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻛﺮﺩﻩ

ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﺶ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺩﺭﺱ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﻱ ﺭﻗﻴﺐ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﻱ

ﺍﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﮔﻲ ﻧﻜﻨﻨﺪ .

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺍﺻﻼ ﺷﻤﺎ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﻣﺎ ﻣﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ

ﻣﺎﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻧﻈﺮﺍﺗﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﺷﻤﺎ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﻤﻠﻪ ﻭﺭ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﺪ .

ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻋﻠﻮﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﺪﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻫﺎﻱ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ

ﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺕ ﮊﻧﻮ ﭘﺎ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﻏﺎﺋﻠﻪ ﺭﺍ ﺧﺘﻢ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺟﻠﻮ ﻣﻲ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﺗﺎ

ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺟﻨﮕﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﻴﺎﻧﺪﺍﺯﻧﺪ . ﺍﻳﻦ ﻣﺎﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻲ ﺧﺒﺮﻳﺪ

ﻫﻤﺎﻧﻬﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺮ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺟﺒﻬﻪ ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ

ﭘﺮﭼﻢ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻫﻴﭻ ﺣﻖ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺋﻴﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﮔﻨﺪﻩ

ﺗﺮﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺑﺮ ﺣﻖ ﻏﻨﻲ ﺳﺎﺯﻱ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ .

ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻫﺎﻱ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻭﺿﻊ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺕ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﺷﺶ ﻛﺸﻮﺭ

ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﭘﻴﺶ ﻣﻲ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻣﻲ ﺁﻣﺪﻧﺪ .

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺧﺮﺩﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺷﻨﺎﺳﻴﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ : » ﻣﺎ« ﺍﺟﺎﺯﻩ

ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ ﺍﺯ ﺣﺮﯾﻢ ﻭ ﺣﺪ ﻭ ﻣﺮﺯﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ » ﻣﺎ« ﻣﺪﺍﺧﻠﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .

» ﻣﺎ« ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ . » ﻣﺎ« ﺑﻪ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ

ﺟﻤﻬﻮﺭﯼ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭﮐﺮﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ . » ﻣﺎ « ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺭ ﻣﻠﯽ ﻭ ﻋﺰﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺭ

ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺪﺍﺧﻠﻪ ﻭ ﺯﻭﺭﮔﻮﯾﯽ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ ﺩﻓﺎﻉ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﺮﺩ . » ﻣﺎ« ﺍﺟﺎﺯﻩ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺁﻣﺪﻥ ﻭ ﮐﺮﻧﺶ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ

ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺮﺏ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺍﺩ. » ﻣﺎ« ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ ﺑﺎ » ﻓﺘﻨﻪﮔﺮﺍﻥ« ﺗﺸﺮﯾﮏﻣﺴﺎﻋﯽ

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .

ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻫﺎﻱ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻫﺎﻱ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺕ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﺭﺋﻴﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﻭ ﻭﺯﻳﺮ ﺍﻣﻮﺭ

ﺧﺎﺭﺟﻪ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﻴﺲ ﻭ ﺻﺪﺭﺍﻋﻈﻢ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﺣﻤﻠﻪ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺴﻠﻢ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻓﺎﻉ ﻧﻤﻲ

ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻭﺿﻊ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺕ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﭘﻴﺶ ﻣﻲ ﺭﻓﺖ . ﺍﮔﺮ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﻫﺎ ﻧﺒﻮﺩ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ

ﻫﺎ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﺎﺭﭼﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﻲ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﻤﻲ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﺎﺑﺠﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﺯﺩﻳﺪ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﻛﺰ

ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺎ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺭﮊﻳﻢ ﺻﻬﻴﻮﻧﻴﺴﺘﻲ ﺩﺭ

ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﻓﺖ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ.

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻣﻄﻠﺐ ﻛﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ : ﻇﺮﻑ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﺧﺎﻧﻢ

ﮐﺎﺗﺮﯾﻦﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻢﻫﺎﯼ ﻓﻌﺎﻝ ﻣﺪﻧﯽ ﺩﺭ ﺳﻔﺎﺭﺕﺍﺗﺮﯾﺶ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﯽﮔﺬﺭﺩ، ﻣﺴﻠﺴﻞﻭﺍﺭ ﺍﺯ

ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﯾﮑﯽ، ﯾﮑﯽ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ . ﺍﻭﻻ‌ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ

ﻧﻔﺲ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯽﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﻋﻤﻞ ﺧﻼﻑ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺗﺮﯾﺶ ﺟﺰﺀ ﺧﺎﮎ ﺁﻥ

ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﻔﯿﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ » ﺧﺎﮎ ﮐﺸﻮﺭﺵ« ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻫﺮ ﻣﻼﻗﺎﺗﯽ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ

ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﻪﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ

ﻫﺮ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﻌﻘﯿﺐ، ﻣﺘﻮﺍﺭﯼ ﻭ ﯾﺎ ﻣﻤﻨﻮﻉﺍﻟﻤﻼﻗﺎﺕ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺎﺯﻫﻢ

ﺑﻪ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ . ﺳﻮﻡ، ﺧﺎﻧﻢﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺗﺮﯾﺶ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻢ

ﮐﺎﺗﺮﯾﻦ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻀﺎً ﻧﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺧﺒﻂ ﻭ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﮐﺎﺭ ﺧﻼﻓﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ

ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ . ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﯾﺎﻥ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ »ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻞ«

ﺑﻮﺩﻩ )ﻧﻪ ﻋﺮﻑ (، ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻭ ﻣﻘﺮﺭﺍﺕ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﻨﺪ؟

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻴﻢ ﻛﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺗﺮﻳﺶ ﺣﻖ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ

ﺳﻔﺎﺭﺗﺶ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻛﻨﺪ . ﺍﻣﺎ ﺳﻮﺍﻝ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻫﺎ

ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺕ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ 5+1 ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﭘﻴﺶ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ

ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻔﺎﻫﻤﻨﺎﻣﻪ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﻭ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺗﺮﻳﺶ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ

ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ .

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻫﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻲ

ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺳﺨﻦ ﺷﻤﺎ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﻣﻼﻗﺎﺗﻬﺎ ﺩﺭ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮊﻧﻮ ﺻﻮﺭﺕ

ﻧﻤﻲ ﮔﺮﻓﺖ . ﭼﺮﺍ ﺣﺎﻻ ﻛﻪ ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﻮﺋﻦ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ

ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﻓﻴﻠﺶ ﻳﺎﺩ ﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺧﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﺮﺩ ﺩﺭ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺗﺮﻳﺶ ﻣﻲ

ﺑﻨﺪﺩ .

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻧﻈﺮ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﺩ . ﺷﻤﺎ ﺳﻔﺴﻄﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺳﻌﻲ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﺳﻴﺎﻩ ﺭﺍ

ﺳﻔﻴﺪ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻫﻴﺪ ﻭ ﺳﻔﻴﺪ ﺭﺍ ﺳﻴﺎﻩ .

ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﻋﺮﻑ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻤﻠﻞ ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎﯾﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺍﮔﺮ ﺍﺻﻞ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﺸﮑﻞ ﺑﻮﺩﻩ، ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺭﻭﺵ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺳﺮﻭﺻﺪﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ

ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ؟ ﭼﺮﺍ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﺍﺭ

ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ؟

ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺣﺪﺕ ﺩﺍﺧﻠﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ

ﺩﺳﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺭﻭﯼ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﺳﺎﻝ 88 ﻭ ﻣﺘﻬﻤﺎﻥ ﺁﻥ ! ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﺍﺭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ، ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﺧﺘﻼﻑ

ﺍﻓﻜﻨﻲ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺳﻴﺎﺳﻴﻮﻥ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺟﻮ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺷﺶ ﻛﺸﻮﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﺬﺍﻛﺮﻩ ﺑﺎ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ

ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ . ﺍﻭ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺗﺪﺭﻳﺲ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺑﻴﺎﻧﺪﺍﺯ ﻭ ﺣﻜﻮﻣﺖ

ﻛﻦ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺯﻱ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺻﺪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺳﺎﺯ ﺍﻭ ﺑﻪ

ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﻣﻲ ﺭﻗﺼﺪ .

ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺁﻣﺪ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﻫﻢ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺟﺪﯾﺪ ﻣﺬﺍﮐﺮﺍﺕ ﻫﺴﺘﻪﺍﯼ ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺧﻮﺩ

ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺑﺒﺮﺩ ﻭ ﺗﯿﻢ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺎ ﺫﻫﻨﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﮔﻔﺖﻭﮔﻮﻫﺎ ﻭ ﮐﻠﻨﺠﺎﺭﻫﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ

ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﺍﻫﯽ ﻭﯾﻦ ﺷﻮﻧﺪ .

ﺁﻗﺎﻱ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ، ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﻩ 5+1 ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺮ

ﺍﺳﺎﺱ ﺣﺴﻦ ﻧﻴﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺷﺪﻥ ﺳﻮﺀ ﺗﻔﺎﻫﻤﻬﺎ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﻔﺎﻕ ﻭ

ﻓﺘﻨﻪ ﺍﻓﻜﻨﻲ ﺑﺎﺷﺪ . ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﻋﺪﻡ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻭ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺩﺍﺭﺩ . ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻲ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﻫﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺠﺎ

ﻧﺸﺎﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻲ ﺩﺭ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺍﺗﺮﻳﺶ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﭼﻨﺪﺍﻧﻲ

ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﻫﺪﻑ ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ. ﻫﺪﻓﻲ ﻛﻪ ﺍﺻﻮﻟﮕﺮﺍﻫﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﻓﻬﻤﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ

ﺍﻣﺎ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﮔﻴﺞ ﮔﻴﺞ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﺩ . ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ

ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺍﺻﻼ ﺧﻮﺩﺵ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﺳﺐ ﺗﺮﻭﻭﺍ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻫﻢ ﻳﻚ ﺑﺎﺭ ﺍﻳﻦ

ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ .

ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺷﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺷﺪ ﻭ ﺍﺳﺐ ﭼﻮﺑﻴﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ

ﺍﺗﺮﻳﺶ ﺑﺮﺩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭﮔﻴﺮﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺬﺍﻛﺮﻩ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ

ﺍﻣﺘﻴﺎﺯ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺍﺯ ﻣﺬﺍﻛﺮﺍﺕ ﺁﺗﻲ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ .

ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﻛﻤﻲ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻛﻤﻲ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﺍﺭﺯﺍﻧﻲ ﻛﻨﺪ .!

ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺗﺒﻂ

ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺻﺎﺩﻕ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻼﻡ

ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ ﺩﺭ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﯼ ﮐﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﻣﺜﺒﺘﯽ ﺩﺍﺭﺩ

ﻗﻮﻩ ﻗﻀﺎﺋﯿﻪ ﺩﺭ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﯼ ﺑﺎ ﺟﺪﯾﺖ ﻭ ﻗﺎﻃﻌﯿﺖ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ

ﺩﻭ ﮐﻼﻡ ﺣﺮﻑ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ / ﭼﺮﺍ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺍﺳﺖ؟

ﺍﻇﻬﺎﺭﺍﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻼﻡ ﺩﺭ ﺷﺎﻥ ﯾﮏ ﻓﺮﺩ ﺗﺤﺼﯿﻠﮑﺮﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖ

ﺑﺮﺳﺪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ!

ﺍﺯ ﺭﺯﻡ ﺁﺭﺍ ﺗﺎ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ

ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻛﻼﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﺣﺎﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻟﻴﺒﺮﺍﻝ ﺩﻣﻮﻛﺮﺍﺳﻲ

ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻋﺒﺎﺩﯼ ﻭ ﺻﺎﺩﻕ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ ﺑﻪ ﺍﻇﻬﺎﺭﺍﺕ ﺍﺧﯿﺮ ﺭﺋﯿﺲﺟﻤﻬﻮﺭ

ﻓﺮﯾﺎﺩ » ﻭﺍ ﺍﺳﻼﻣﺎ« ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﺻﺎﺩﻕ ﺯﻳﺒﺎﻛﻼﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﺍﺭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺤﻜﻤﻪ

ﻧﻘﺪﯼ ﺑﺮ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﺻﺎﺩﻕ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻼﻡ ﺑﻪ ﮔﺰﺍﺭﺵ ﺻﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺣﺴﻦ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ

ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﺎﺳﺎً ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﺤﻮﻝ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﺷﮑﻦ

ﺁﻗﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﻼﮎ ﺭﺍﯼ ﺩﻫﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﻣﺠﻠﺲ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ

ﺳﺮﻟﯿﺴﺖ ﺷﺪﻥ ﻧﺎﻃﻖ ﻧﻮﺭﯼ ﯾﺎ ﻋﺎﺭﻑ ! ؟

ﺍﯼ ﻋﻘﺐ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﺤﺠﺮ! ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺟﻮﺭ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺁﺩﺍﺏ ﮐﻨﺴﻮﻟﯽ ﺍﺳﺖ!!! ؟

ﺻﺎﺩﻕ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ، ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﯾﺎ ﺳﺮﻭﺻﺪﺍ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﯼ ﺳﯿﺎﺳﯽ؟

ﺍﻇﻬﺎﺭﺍﺕ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﺁﻣﯿﺰ ﺯﯾﺒﺎﮐﻼﻡ ﺩﺭ ﺳﺘﺎﺩ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺗﯽ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ

ﺍﺯ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻋﺠﻴﺐ ﻳﮏ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻳﮏ ﺗﻮﻟﻴﺪﮐﻨﻨﺪﻩ ﻗﺎﺭﭺ ! ﺗﺎ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺟﺎﻟﺐ ﻏﺮﺿﯽ ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ

ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺳﻮﺑﺴﻴﺪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ 

[ پنجشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 13:22 PM ] [ Hamid ]
ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻭﻝ ﻧﻮﺷﺘﻦ : ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ
ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﻠﯿﻘﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ، ﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﻞ ﺧﻮﺩﺕ
ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯼ. ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ، ﺍﻭﻝ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ،
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺟﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ، ﺳﺮﺩﺑﯿﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩﺕ ﺭﻭﯼ ﺳﺮﺵ، ﭘﻮﻝ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ، ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﻢ
ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﭼﻮﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﻘﺶ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻩ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ
ﺟﻠﻮ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺟﻠﻮ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﯿﺴﺘﯽ . ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻮﺭ
ﻣﯽ ﺩﻫﺪ، ﺑﺨﺼﻮﺹ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ. ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺍﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﭼﻪ
ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﻭ ﭼﻪ ﻧﻨﻮﯾﺴﯽ. ﺑﻌﺪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ، ﺍﻣﺮﺵ ﻣﻄﺎﻉ ﺷﺪ، ﺭﺿﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ. ﺑﻌﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﯽ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﺎﺳﯽ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﻨﻮﺷﺘﯽ.
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ، ﺑﺎﯾﺪ ﺳﺮﺩﺑﯿﺮ ﺭﺍ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﻨﯽ. ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻗﺎﻧﻊ ﮐﻨﯽ. ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺭﺍ
ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﯾﻌﻨﯽ ﺣﻮﺯﻩ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺧﻮﺩﺕ. ﺍﮔﺮ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﻨﺪ، ﺍﮔﺮ
ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ، ﺍﮔﺮ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺎ ﮐﻠﻤﻪ ﭼﻪ ﮐﻨﯽ. ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺎﻟﺐ
ﮐﻨﯽ، ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ، ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﻧﻮﯾﺴﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ، ﻫﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﻭﺳﺘﺶ
ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﮔﺮ ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺪﯼ ﺳﺮﺩﺑﯿﺮ ﻣﯽ ﺩﻭﺩ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ، ﻧﺎﺷﺮ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻟﻪ ﻟﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ، ﺧﻮﺍﻧﻨﺪﻩ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪ. ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ.
ﻣﮕﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﯿﺴﺘﯽ؟ ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮﻫﻢ ﺑﺮﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ، ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ ﻭ
ﻫﺮ ﻣﺰﺧﺮﻓﯽ ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﯿﻢ، ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺡ ﻣﺎﻥ
ﺳﺮﺭﯾﺰ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﯽ ﭘﺎﺷﯿﻢ ﺭﻭﯼ ﮐﺎﻏﺬ. ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﻣﻮﺭﺥ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﻧﺒﺎﻧﯽ ﮐﻪ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺮﺩﻡ، ﻫﻤﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ .
ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﯽ، ﮐﺎﺭ ﮐﻨﯽ ﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﯽ. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﻮﺍﻧﯽ. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪﺍﻧﯽ. ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺒﯿﻨﯽ. ﻭ ﻫﻤﻪ
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ. 

[ یکشنبه دهم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 10:44 AM ] [ Hamid ]
احمد توکلي، نماينده مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگوي پايان سال خود با روزنامه دنياي اقتصاد سخنان مهمي برزبان آورد و بخشي از حرف‌هاي درگوشي و غير قابل انتشار برخي از مسئولان را منتشر کرد (راست و دروغش با خودش.اگه شکايت کردن خودش بايد بياد جواب بده)
توکلي در بخشي از اين گفت وگو با ارائه توضيحاتي درباره چند ثانيه پس از خلقت محمود احمدي نژاد رئيس جمهور سابق ايران،گفت:آقاي دکتر حداد عادل يک بار به شوخي گفت ‌خدا احمدي ن‍ژاد را خلق کرد، بعد پشيمان شد و قالب اش را هم شکست.اين که حداد عادل ماجراهاي مربوط به خلقت چهره‌هاي معروف ايران را خودش شاهد بوده و يا از کسي شنيده به خودش مربوط است( يعني به ما مربوط نيست) اما بقيه حرف‌هايش را که توکلي نگفته ما اينجا منتشر مي‌کنيم.
- وقت خلقت دکترعلي لاريجاني، يکي از فرشته‌ها که از لحن فلسفي و ادبي اش چيزي نفهميد، عصباني شد و گفت: آقاجان مي‌خواي رئيس مجلس بشي، به ما مربوط نيست، ولي يه جوري حرف بزن که ما بفهميم و بتونيم به بالا منتقل کنيم.
- وقتي هم که سعيد مرتضوي خلق شد، فرشته‌ها روسري شان را جلوتر کشيدشان و دست‌هايشان جلو آوردند و آرام گفتند: ببييند ما قلم نداريم وهيچ گاه هم به دست نگرفتيم.
-وقت خلقت مهدي کوچک زاده، کسي آن طرف‌ها نبود.همه فرشته‌ها و بقيه از لاي صخره‌ها و درخت‌ها سرک مي‌کشيدند به او نگاه مي‌کردند.
چند ثانيه پس از خلقت محمدباقر قاليباف، وي به سرعت بلند شد و گرد وخاک کت وشلوارش را تکاند و با توپ وتشر گفت: يه موتور بياد منو ببره هرکجاي شهر که مشکلي هست،خبرنگاران با دوربينا شون هم باشن
- در لحظه خلقت محسن رضايي هم صدايي بلند شد که مي‌گفت: نه به هيچ وجه. وقتي خلقتش کامل شد، ادامه داد: من به انداره کافي کنار رفتم. حالا نوبت ديگرانه که کنار برن. من فقط با شماها ائتلاف مي‌کنم. فرشته‌ها با هم گفتند: ما؟!!! رضايي متوجه شد که فرشته‌ها موضوع را بد فهميده اند، شروع کرد به توضيح: نه منظور من ملت ايرانه. من فقط با اونا ائتلاف مي‌کنم.
بابک زنجاني هم در اولين لحظه خلقت گفت: اينجا کلا چند؟ بعد چشمش به فرشته‌ها که افتاد گفت: خانوماي محترم! شما نمي‌خواين مهماندار هواپيما بشين؟. فرشته‌ها هم خجالت کشيدند وخودشان را دور و اطراف محل خلقت گم و گور کردند.
حسن شريعتمداري در لحظه خلقت به زمين زانو زده بود و داشت التماس مي‌کرد: حالا که محمد خاتمي را خلق کردين، اين جورج سوروس و ملک عبدالله را هم خلق کنين. مي‌خوام که هي خاتمي از ملک عبدالله پول بگيره و بره از جورج سوروس دستور بگيره، بعد هم بره تو ايران خرابکاري کنه.
- محمد جواد ظريف هم کلا درلحظه خلقت با لب تاپ بود، ديسک کمر هم داشت، فقط گفت: اينجا هم فيلتره؟
در لحظه خلقت بقيه شخصيت‌ها ما آنجا نبوديم. نمي‌دانيم چه گذشت

[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 2:28 AM ] [ Hamid ]
 ، عقاید یک جریان است هنوز یکسال از عمر دولت و تدبیر و امید نگذشته است که با موج سواری و فرصت طلبی یک جریان سیاسی باید به این طنزواره ها توجّه کنیم، دقت نمایید که این مطلب برچسب طنز ندارد و نویسنده صرفاً با رعایت امانت نقل به مضمون می نماید. در ادامه مؤدّب باشید، لبخند هم نزنید که این موارد، عقاید یک جریان سیاسی در کشورماست و قضیه کاملاً جدی است: 1- ایّها النّاس! مردم فهیم ایران، لطفاً این ادّعا را بشنوید و جز باور، کار دیگری نکنید؛ اگر چه ما در سال 88 موفق به براندازی نظام نشده ایم اما امروز تشنه خدمت به همین نظام هستیم امّا با ابراز تأسف، شورای نگهبان، مانع می شود و اجازه حضور عناصر جریان برانداز در نظام را نمی دهد. 2- مردم فهیم ایران توجّه نمایید، حقوق بشر تصریح می نماید، دزدی را که حین ارتکاب جرم به تله افتاده است باید بخشید و صندلی قضاوت را نیز به او تعارف نمود. جریان برانداز، موفّق به براندازی نشده است از اینرو عقل سیاسی ما حکم می نماید که اگر چه بخشش این جریان وظیفه شماست، نشستن بر کرسی های این نظام نیز از حقوق مسلّم آن به حساب می آید. 3- خاطرات عزت و رفاه مردم ایران در دوره پادشاهان قاجار و پهلوی در ذهن ما مانده است. ما در دوره پادشاهان قاجار و پهلوی، استقلال سیاسی داشتیم، هیچ ابرقدرتی در امور این کشور دخالت نداشت، تمام دنیا مبهوت پیشرفت های علمی ما در زمینه های فضا، صنایع موشکی، پزشکی، نانو و هسته ای بود. نفت و گاز مان را خودمان استخراج و فراوری می کردیم، هیچ روستا و شهری از امکانات گاز، آب، راه آسفالته، تلفن، برق و... بی بهره نبود. مجرمان سیاسی، آزاد بودند و سوت بلبلی می زدند. احزاب متنوّع و مختلفی مثل رستاخیز داشتیم، انتخابات ها آزاد بود و آیت الله مدرّس حتی خودش هم به خودش رأی نداده بود، مجلس کاملاً مستقل بود و محض خنده آنر به توپ بستند، حجاب زورکی نبود و حتی در مواردی بی حجابی اجباری بود. ما حاکمی با تقوا و زاهد مثل پادشاهان قاجار و پهلوی داشته ایم. پس با کمی دقت واضح است که انقلاب اسلامی مردم ایران نه تنها چیز خاصی را بهبود نداده است که در مواردی باعث پسرفت شده است و این بزرگترین نشانه برای ناکارآمدی آن است. 4- سیستم نظام اسلامی در ایران، بسیار ناکارآمد و بی فایده است و راه به جایی نخواهد برد امّا ما حاضریم فداکاری کنیم و کرسی های این سیستم معیوب، مریض و ناکار آمد را بپذیریم. 5- همه انتخاب هایی که در ایران بر وفق مراد ما بوده است نشان از شعور و فهم مردم ایران دارد و به خوبی گویایی یک جنبش اجتماعی است و مردم آن را برای حمایت از جریان سیاسی ما پدید آورده اند امّا با ابراز تأسف، انتخابات های دیگر به دلیل خماری و بی حالی مردم در تشخیص فرد اصلح، صورت گرفته است و نتایج آن از نظر ما مخدوش می باشد. 6- جریان مشروطیت با راهنمایی هایی که ما به آیت الله شیخ فضل الله نوری دادیم به موفّقیت ابتدایی رسید و به دلیل حواس پرتی پادشاهان با کفایت و مستقل قاجار که توصیف کراماتشان را عرض نمودیم، اعدام شد
[ پنجشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 2:19 AM ] [ Hamid ]
ابراهیم حاتمی کیا درتازه ترین مصاحبه خود با محمد قوچانی در مهرنامه خاطره جالبی را از وقایع سال 88 باز گو کرده است.
گروه فرهنگ و هنر، ابراهیم حاتمی کیا درتازه ترین مصاحبه خود با محمد قوچانی در مهرنامه خاطره جالبی را از وقایع سال 88 باز گو کرده است.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از پارس توریسم آقای حاتمی کیا در بخش هایی از این مصاحبه با بیان این خاطره، گفته است: از بیان این خاطره قصد دارم رفتار خودم با پدرم را مقایسه کنم. ما در خیابان پامنار زندگی می کردیم. در جریان 17شهریور وقتی تیراندازی ها شروع شد، قصدداشتم به همراه پسر عموهایم از حانه فرارکنم و به خیابان بروم. پدرم در خروجی خانه را بست و حتی برای اطمینان پشت بام را هم بست. هیچ راه فراری از خانه برای ما باقی نگذاشت. بعد هم تاکیدکرد، اگر شما ها از خانه بیرون بروید چنین و چنان می کند. آن موقع کلی به پدرم تیکه انداختیم و ایرادگرفتیم که ببینید این آدم چه قدر به زندگی وابسته شده که جرات ندارد از خانه بیرون بیاید و قدم به خیابانی بگذارد که بوی باروت و شهدا می دهد.

در سال 88 این اتفاق به شکل دیگری برای من تکرارشد. گرایش فکری و سیاسی بچه های من همگی به آقای موسوی بود و در کوران حوادث پس از انتخابات سال 88 این ها به پشت بام می رفتند و با بلندگوی کارگردانی من الله و اکبر می گفتند. حاتمی کیا افزوده است: این همان بلندگویی بود که در همه فیلم ها از آن استفاده می کنم. حالا دست بچه ها افتاده بود. من بین دوراهی مانده بودم. یا به همان روش پدر یا به روش نوجوانی خودم.

دقیقاً همان لحظات یاد ایشان افتادم. اگر می خواستم روش ایشان را ادامه بدهم، باید راه پشت بام را می بستم. اگر جلوی این ها را نگیرم بچه ها با بلندگو کل محله را زیر سرشان گذاشته بودند و ممکن بود، مشکلاتی درست کنند. مدام از خودم سوال می کردم که مانع بشوم یا نشوم؟ همۀ این دغدغه ها طی چند ثانیه مدام در ذهن من می گشت. تنها کاری که توانستم بکنم این بود که به بچه ها بگویم بلندگویم را پس بدهید.
[ دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 21:41 PM ] [ Hamid ]
پرویز پرستویی با بیان اینکه در آستانه سال نو باید خوشحال باشیم اما 5 سین از 7 سین سفره ما کم است، گفت: برای ارائه درخواست آزادی سربازان گروگان گرفته شده ایرانی از سازمان ملل نیازمند یک میلیون امضا هستیم اما تا کنون بیش از 200 هزار امضا جمع آوری شده است.
پرویز پرستویی گفت: بسیاری از خانواده هایی که فرزندان سرباز آنها در شهرستانها یا مناطق مرزی و در شرایط سخت خدمت می کنند تمام تلاش خود را می کنند تا در شب سال نو در کنار پادگانهای فرزندان خود حضور پیدا کند تا حتی شده برای چند دقیقه فرزندانشان را از پشت نرده ها ببینند. این 5 سرباز گروگان گرفته شده جزو اعضای خانواده همه ما ایرانیان هستند و فکر می کنم که باید تمام تلاش خود را بکنیم تا فرزندانمان به خانه باز گردند.
پرستویی در پایان تاکید کرد: از همه مردم ایران می خواهم تا برای آزادی این 5 فرزندمان رای دهند.

http://www.petitions24.com/free_iranian_soldiers
‪#‎FreeIranianSoldiers
[ شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 19:26 PM ] [ Hamid ]
بسته شدن اتصالات بین زنجیره های دو قلو برای تولید اورانیوم 20 درصد در نطنز




ادامه مطلب
[ سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 20:18 PM ] [ Hamid ]


از تصادف جان سالم بدر برده بود...
و می‌گفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است...و خدا همچنان لبخند می‌زد . . .

[ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 18:41 PM ] [ Hamid ]

313-ghaem.ir

در روزگاری زندگی میکنیم کـه:

هَرزگی “مـُـــــد” اســت !

بی آبرویــی “کلاس” اســـت !

مَســـــتی و دود “تَفـــریــح” اســـت !

رابطه با نامحرم “روشــن فکــری” اســت !

گــُـرگ بــودن رَمـــز “مُوفقیت” اســـت !

بی فرهنگی “فرهنگ” است !

پشت به ارزش ها واعتقادات کردن نشانه “رشد ونبوغ” است !
[ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 18:35 PM ] [ Hamid ]
[ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 18:33 PM ] [ Hamid ]
خیلی‌ها علی مطهری را با دو ویژگی می‌شناسند؛ اول اینکه او فرزند استاد شهید مرتضی مطهری‌ست و دوم اینکه او نماینده‌ی مجلسی‌ست که ظاهراً اصول‌گرا بود اما در اوج غلظت غبارهای فتنه‌ی 88، گناه نابخشودنی بزرگ را فدای اشتباهات کوچک‌تر کرد. و چه ویژگی‌های متعارضی. زیرا توقع طبیعی از سلاله‌ی چنان علامه‌ی انقلابی آن است که دقیقا در بزنگاه‌ها، هوادار نظام باشد اما افسوس که اینگونه نبود و نیست.

گویی او بین دو راهی گام نهادن در مسیر پدر و گام نهادن در راهی پر از ابهام و اشتباه، دومی را انتخاب کرده است. اصرارهای او در سال 88 بر فتنه‌گر بودن دولتیان و عدم موضع‌گیری او در قبال فتنه‌گران اصلی آنچنان زیاد بود که رنگ انصاف را از اظهارنظرهایش برد و اندک امیدی که به ریزبین بودن او می‌رفت را از بین برد. در اشتباه بودن عملکرد مطهری در آن ایام همین بس که چه بسیار مطالب و اظهار نظرهایی که رسانه‌های معاند با جمهوری اسلامی بر اساس همان حرف‌ها به خورد مخاطبان خود دادند و هر بار که یادآور هشدار امام خمینی (ره) می‌شدیم که اگر دشمن از شما خوشنود شد بدانید اشتباه کرده‌اید، انگار نه انگار.



ادامه مطلب
[ سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 18:24 PM ] [ Hamid ]
خبرگزاری روسی ریانووستی گزارش تصویری زیر را با عنوان "ایرانیان و سگ های آنها" منتشر کرده است.









 

[ پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 9:44 AM ] [ Hamid ]

10. اندی ماری (Andy Murray)

ماری ثابت کرده که علاوه بر آنکه یک تنیسور حرفه ای است، در فشن و مد هم سررشته دارد. او بعد از پس گرفتن جام قهرمانی ویمبلدون 2013، در محافل با کت و شلوارهای خوش دوخت و کراوات های باریک و شیک دیده می شد. او شاید در زمین تنیس، به اندازه رقبایش حرفه ای نباشد، ولی قطعاً مانند آنها تیپ و استایل مصنوعی ندارد.



9. استیو نَش (Steve Nash)

 

بازیکنان NBA تنها دلیلی هستند که کت و شلوارهای مردانه شش دکمه هنوز وجود دارند، ولی بازیکنانی همچون استیو نش از آن دسته بازیکنانی هستند که این مدل کت و شلوارها رو به انقراضند. نش در هنر پوشیدن کت و شلوار های باریک و جذب بدن استاد است.


8. کریستیانو رونالدو (Cristiano Ronaldo)

 

 

رونالدو شاید دیوید بکهام نسل جدید باشد. هر دوی اینها مدل موهایی دارند که به هیچ فرد دیگری نمی آید و هر دوی آنها در تبلیغات پوشاک مردانه فعالیت می کنند و کاملاً موفق هستند و از همه مهمتر هر دوی آنها شیک ترین پوشاک مردانه اروپا را می پوشند و بین شغل و وجهه مردمی خود تعادل برقرار کرده اند.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:50 PM ] [ Hamid ]
سایت رسمی کاخ سفید که اخبار و تصاویر مربوط به دولت و رئیس جمهور امریکا را منتشر می کند روز گذشته برترین عکس های خود از رئیس جمهور امریکا در سال گذشته را منتشر کرد.  
"پت سوزا" عکاس ویژه کاخ سفید که همیشه همراه رئیس جمهور این کشور است لحظات متفاوتی از باراک اوباما در سالی که گذشت را به تصویر کشیده است. تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

تصاویر غیر رسمی از کاخ سفید/تصاویر

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:48 PM ] [ Hamid ]
با پایان یافتن سال میلادی و شروع سال جدید رسانه های مختلف در گزارش هایی وقایع سال گذشته را ‌مرور کرده و دست به انتخاب برترین های سال می زنند. در همین رابطه شبکه خبری بی‌بی‌سی با انتخاب وقایع شاخص سال گذشته میلادی در کنار عکس هایی از آنها به مرور سال 2013 پرداخته است.
 

گروگانگیری در تاسیسات گازی شهر ان امیناس در شرق الجزایر در ۱۶ ژانویه ۲۰۱۳ که توسط پیکارجویان اسلام‌گرا مرتبط با القاعده صورت گرفت، ده‌ها کشته بر جای گذاشت.


آزمایش اتمی کره شمالی از سوی جامعه بین‌المللی و شماری از کشورهای جهان به شدت محکوم شد. این کشور اعلام کرد که "یک بمب سبک‌تر و کوچک‌تر اتمی اما با قدرت انفجاری بسیار بیشتر از بمب‌های اتمی قبلی را با موفقیت آزمایش کرده است."

 
یک شهاب سنگ به هنگام عبور از جو، بر فراز کوهستان‌های اورال در مرکز روسیه متلاشی شد و تکه های آتشین آن سر مردم ریخت و صدها نفر را زخمی کرد.

 
پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک‌های جهان ۲۸ فوریه ۲۰۱۳ از سمت خود استعفا داد، استعفایی که برای اولین بار در ۶۰۰ سال اخیر اتفاق افتاد و بسیاری را شگفت‌زده کرد.

 
کاردینال خورخه ماریو برگولیو از آرژانتین، اسقف اعظم کلیسای بوئنوس آیرس به عنوان رهبر جدید کلیسای کاتولیک انتخاب شد و لقب پاپ فرانسیس را برای خود برگزید.

 
وقوع دو انفجار در نزدیکی خط پایان مسابقه ماراتن بوستوندر آمریکا حداقل دو کشته و تعدادی زخمی برجای گذاشته است. سه تن، از جمله کودکی هشت ساله، در جریان انفجار بمب‌ها کشته شدند و بیش از ۱۷۰ نفر زخمی شدند.

 
فروریختن ساختمانی هشت طبقه در داکا، پایتخت بنگلادش بیش از ۵۰۰ کشته بر جای گذاشت. در این ساختمان چندین کارگاه دوزندگی با حدود دو هزار کارگر مستقر بودند.

 
ادوارد اسنودن فاش ساخت که آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا اطلاعات مربوط به مکالمات ده‌ها میلیون نفر از اتباع آن کشور را ردیابی و جمع آوری می کند. افشاگری‌های او هنوز ادامه دارد و باعث شده تا درخواست‌ها برای کنترل فعالیت‌های این آژانس بیشتر شود.

 
سیل و رانش زمین در ایالت اوتاراکند در شمال هند صدها کشته بر جای گذاشت و بیش از هشتاد هزار نفر بی‌خانمان شدند.بارش باران سنگین، جاری شدن سیل و رانش زمین همچنین صدها خانه را ویران کرد و راه های ارتباطی را از میان برد.

 
٣ ژوئیه ارتش مصر محمد مرسی، رئیس جمهوری را که حدود یک سال پیش پس از پیروزی در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری، قدرت را در دست گرفته بود برکنار کرد و این سمت را به یک رئیس جمهوری موقت سپرد. او به توطئه و همکاری با نیروهای خارجی برای اقدام‌های تروریستی متهم شده است.

 
گروگان گیری در مرکز خرید وستگیت در نایروبی پایتخت کنیا ده‌ها زخمی و کشته بر جای گذاشت و با کشته شدن گروهی از مهاجمان که از گروه شباب بودند، پایان یافت.

 
توفان هایان در فیلیپین بیش از سه هزار و پانصد نفر را کشت و نیم میلیون نفر را بی‌خانمان کرد.

 
ایران و قدرت‌های جهانی، در پی مذاکراتی فشرده در ژنو سوئیس سرانجام به یک توافق مقدماتی دست پیدا کردند که بر اساس آن تلاش خواهند کرد که در ظرف شش ماهه آینده در مورد برنامه هسته‌ای ایران به یک توافق نهایی دست پیدا کنند.

 
جَنگ سونگ تِک، یکی از بانفوذ‌ترین دولتمردان و شوهر عمه کیم جونگ اون رهبر کره شمالی اعدام شد. این اعدام نگرانی‌ها از ثبات در این کشور اتمی را افزایش داد.

 
نلسون ماندلا، رئیس‌جمهوری پیشین آفریقای جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل در ۹۵ سالگی درگذشت.

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:44 PM ] [ Hamid ]

درچند روز گذشته خبر تیراندازی مداح مشهور پایتخت در فضای مجازی غوغایی به پا کرد. هفت تیر کشی محمود کریمی!! و چند سوال سادهبه گزارش پایگاه خبری تحلیلی " مطالبه " خبر مورد نظر از این جهت قابل اهمیت بوده که این تیراندازی نه از طرف یک شخص معمولی بلکه توسط یک مداح مشهور و گران قیمت پایتخت صورت گرفته است. با انتشار این خبر فضای مجازی مملو از اظهارنظرهای گوناگون شد. هفت تیر کشی محمود کریمی!! و چند سوال سادهاز توهین ها و ناسزاهای بعضی کاربران که این روزها به جزیی جداناپذیر از رسانه های مجازی تبدیل شده است که بگذریم، برخی این تیراندازی را محکوم کرده و بعضی نیز آن را در دفاع از خود دانستند. البته برخی از کاربران نیز در این بین سعی کردند جانب احتیاط را درنظر گرفته و تا روشن شدن موضوع ضمن خودداری از اظهارنظر شتاب زده از سایرین بخواهند تا روشن شدن تمامی جوانب آن از اظهارات شتابزده خودداری کنند. بعضی رسانه ها نیز بنابر نوع گفتمان و دیدگاه های خود سعی کردند این موضوع را از زوایای گوناگون مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. در حالی که اصل موضوع در همهمه کاربران و تجزیه و تحلیل های رسانه ها گم شده بود ناگهان یکی از پایگاه های خبری کشور در مصاحبه ای با یکی از نزدیکان این مداح با نام بردن از وی-محمود کریمی- به بیان این حادثه پرداخت. این سایت خبری تیراندازی مداح مشهور به سمت خودروی مورد نظر را در راستای دفاع از خود دانست و نوشته که کریمی پس از این که توسط چند ناشناس مورد تهدید قرار گرفت مجبور به تیراندازی به سمت مزاحمین خود و خانواده اش شد و در حقیقت در دفاع از خانواده اش دست به چنین اقدامی زد. البته این پایگاه خبری در ادامه مطلب خود اشاره کرده بود که محمود کریمی از سوی نهادهای مربوطه دارای مجوز حمل سلاح است. در پایان نیز این سایت اعلام می دارد که به دلیل اثرگذاری حاج محمود کریمی در سال‌های اخیر و جذب جوانان به فرهنگ اهل بیت (ع) و ترویج این فرهنگ از سوی وی ما شاهد عصبانیت ......................


ادامه مطلب
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 23:33 PM ] [ Hamid ]
سایت کلمه وابسته به جنبش سبز و جریان فتنه،  روزچهارشنبه, ۱۱ دی, ۱۳۹۲ در مطلبی خطاب به دکتر روحانی رئیس جمهور، عصبانیت شدیدی را نسبت به سخنان رئیس جمهور در مورد روز 9 دی و بی حرمتی های روز عاشورا در سال 88، از خود نشان داده و با تیتر" آقای رییس جمهور، جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است" به برخی مواضع رئیس جمهور ایراد گرفته است.







 سایت کلمه در مقاله خود نوشته است: " آقای روحانی، ... آیا مواضعی که اخیرا از جانب شما و برخی مقامات دولت صادر می شود در دوران تبلیغات انتخاباتی جایی داشت یا نه. مسلما نه. اجازه ندهید احساس کنیم که بعد از انتخابات گازانبری با ما برخورد شده است. ما هنوز جزو امیدواران به شما هستیم و ظن بد به شما نداریم. اما باور کنید که جناح راست تدبیرتان کمی شور شده است."
کلمه نسبت به سخنان رئیس جمهور در هیات دولت درباره ۹ دی و عنوان روز بصیرت به شدت عصبانی شده و اضافه کرده که تجمع 9 دی تجمع اتوبوسی – بخشنامه ای بوده و در واکنش به تجمع 6 دی و روز عاشورا بوده که اکثریت معترضان ۶ دی، پیراهن مشکی عزای حسین (ع) بر تن داشتند و سینه زنان در عین آرامش به راه پیمایی پرداختند! و این نیروهای حکومتی بودند که باعث خشونت شدند! و جمعیت بزرگ حامی جنبش سبز به عنوان یک جنبش وسیع اجتماعی  را نباید متهم به اهانت به عاشورا کرد!
کلمه بامثالی متناقض بالاخره تایید کرده که در روز عاشورا بی حرمتی به اعتقادات مذهبی شده  و نوشته است: "فرض کنیم دو سه نفر آدم غیر سبز و سلطنت طلب و رجوی چی و نفوذی ستاد کودتا در آن همایش عظیم  خود را در میان جمعیت میلیونی قرار دادند. اصل قرار دادن آنها و تعمیم دادنشان به  سیل جمعیت مردمی و  تبلیغ مکرر روی آنها مانند آن است که به فرض در جبهه ها چند جاسوس یا مزدور که قطعا حضور داشته اند را نشان دهیم و منافقانه بگوییم که محل حضور جاسوس ها بوده است!"
در این جا این پرسش وجود دارد که اولا چرا تصور می کنید که افرادی که بی حرمتی در روز عاشورا کردند غیر سبزی بودند و رجوی چی بودند؟ و دوما مثال جاسوس با مثال بی حرمتی توسط یک جناح یا گروه سیاسی که از گوگوش تا سروش را حامی خود ساخته تفاوت اساسی دارد؟ و سوما وقتی پذیرفته اید که بی حرمتی شده چرا انتظار دارید که رئیس جمهور در برابر روز عاشورا موضع نگیرد و چرا سخن رئیس جمهور را به جنبش سبز ربط داده اید و از آن دلخور هستید؟
وقتی می پذیرید که بی حرمتی شده و مردم در اعتراض آن روز 9 دی به صحنه آمده اند باید بپذیرید که رئیس جمهور نیز در مورد این بصیرت نظر بدهد. اما همین که عصبانی هستید نشان می دهد که قبول دارید بخشی از هواداران جنبش سبز نیز دراین بی حرمتی ها و آتش سوزی روزهای قبل از آن حضور داشته اند.
سایت کلمه باید توجه داشته باشد که وقتی تعریف جنبش سبز را رنگین کمان طیف های سیاسی می دانید باید انتظار داشته باشید که از گوگوش تا سروش هوادار آن باشند و در نتیجه افراد آرام و متین و افراد بی حرمت و هتاک و معتقد به تخریب و آتش سوزی نیز در آن حاضر شوند.
درنتیجه یا ضمن محکوم کردن این گونه حرکت ها، برائت بجویید یا حمایت کنید و تکلیف خود را با منتقدان و افرادی چون رئیس جمهور که معتقد به اعتدال و میانه روی و آرامش و بصیرت در جامعه هستند روشن کنید . زیرا نمی توان در ظاهر به اعتراضات آرام اعتقاد داشت اما بی حرمتی عده ای را نادیده گرفت.
سایت کلمه باید توجه داشته باشد که استفاده از هر فرصت تجمع مردمی و راهپیمایی و نماز جمعه و... در سال 88، بارها توسط عوامل فتنه و جنبش سبز تکرار شده است و این موضوع چیزی نیست که بتوان منکر شد و در روزهای غیر از 6 دی و عاشورا نیز، شاهد آتش سوزی، حمله به کسب وکار مردم، حمله به اموال دولتی و بانک ها و... بوده ایم و این مشکل تنها در روز عاشورا اتفاق نیافتاده است اما اتفاقات روز عاشورا صبر مردم را به اتمام رساند و روز 9 دی برای پاسخ به این حرمتی ها وارد صحنه شدند.
براین اساس، باید توجه داشت که مشکل جنبش سبز تنها در روز عاشورا و توسط چند نفر نفوذی و رجوی چی و... نبوده است و حرکت هایی که ابتدا به صورت راهپیمایی آرام صورت گرفت در روزهای بعد و در طول سال 88به خشونت و آتش سوزی ظرف های زباله و سنگ پراکنی و درگیری و... تبدیل شد.

سایت کلمه همچنین تلاش کرده که اجتماع بزرگ روز 9 دی را معتقد به سبزها بداند و در بخشی از مقاله خود نوشته است: "بسیاری از سبزها حتی حاضر نیستند که اکثریت شرکت کنندگان در اجتماع ۹ دی را از خود جدا بدانند و مردم را دسته دسته کنند.  حتی اگر آنها مخالف سبزها بودند، همان طور که حتما برخی از شرکت کنندگان در آن تجمع مخالف سبزها بودند، حاضر نیستیم آنها را نه وابسته به خارج بدانیم و نه هر اتهام دیگری که واقعا در قبالشان صادق نیست.آیا از رئیس جمهوری که قرار بود به این شکل  تقسیم بندی بین مردم خاتمه دهد پذیرفتنی است که در چنین دامی بیفتد؟"
این نکته نیز نشان می دهد که سایت کلمه حاضر نیست که رئیس جمهور برآمده از انتخابات ریاست جمهوری سال جاری را رئیس جمهور نظام جمهوری اسلامی بداند وهمچنان در این توهم به سر می برد که آقای روحانی می خواهد هم هواداران جنبش سبز و هم منتقدان آنها در 9 دی را یکی بداند! در حالی که باید توجه داشته باشند که  مردم با بصیرت  برای  پایان دادن به بی حرمتی های جریان فتنه روز 9 دی به صحنه آمدند و رئیس جمهور کشورمان نیز از چنین حرکت و بصیرتی برای ایجاد آرامش و پایان دادن به بی حرمتی ها دفاع می کند.
براین اساس، اگرچه باید پذیرفت که آقای روحانی براساس رای و خواست مردم برای بهبود شرایط اقتصادی و سیاست خارجی و رفع سوء مدیریت گذشته انتخاب شده است اما  سایت کلمه و هواداران افراطی جنبش سبز نباید تصور کنند که رئیس جمهور روحانی قرار است به رفتارهای نامناسب افراطیون در سال 88 و پس از آن مشروعیت بدهد و هر حرکت افراطی و خشونت آمیز و بی حرمتی به اعتقادات مذهبی و.. از سوی هر انسان منصف و هر مسوولی که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت دارد محکوم است و لذا سایت کلمه نباید تصور کند که اگر حرکت 9 دی و بصیرت مردم مورد تایید رئیس جمهور است به معنای به راست زدن و شور کردن جناح راست تدبیر است.
اتفاقا میانه روی و اعتدال گرایی به این معناست که حرکت های افراطی و بی حرمتی ها و تندروی ها و آتش زدن و خشونت ها از سوی هر کس  و هر جناحی محکوم است و البته باید برخی مشکلات که از سوی دیگر در فضای سیاسی ایجاد شده نیز تدبیر شود و به تدریج شرایط برای استفاده همه نیروهای وفادار به کشور و نظام و انقلاب فراهم شود و تا ابد نباید مسائل و اتفاقات و حوادث تلخ را به روی هم بزنیم بلکه باید برای اعتلا و احیا و بهبود شرایط و توسعه کشور باید کار کرد و همه در زیر چتر قانون باید تلاش کنیم و مشکلات  پیش آمده را نیز برطرف کنیم. 





سایت کلمه نوشته است: " آقای روحانی، خود بهتر می دانید که آن روز کذایی هرچه بود روز بصیرت نبود. روز بخشنامه بود و.... حالا کارتان گیر بود و باید چیزی می گفتید و گفتید، دیگر بحث از عاشورا چیست؟ ..."
و سوال از نویسنده سایت کلمه این است که در مقام رئیس جمهور، چه باید کرد تا جامعه مسیر اعتدال و میانه روی را درپیش بگیرد؟ آیا باید به حرکت های تند و افراطی روز عاشورا بی توجهی کرد و بصیرت مردم در ایجاد آرامش و پاسخ به بی حرمتی های روز عاشورا را نادیده گرفت؟ آیا حضور مردم در 9 دی را باید بخشنامه ای ارزیابی کرد و سخن رئیس جمهور در اعلام روز بصیرت روز 9 دی و پاسخ به بی حرمتی عاشورا را شور شدن جناح راست تدبیر ارزیابی کرد؟
چگونه از چنین رئیس جمهوری انتظار دارید که مشکلات و زخم ها و تلخی ها و گرفتاری های گذشته و امروز و آینده را مدیریت نماید تا جامعه در مسیر آرامش و تحول و توسعه حرکت کند؟  و افراطی گری از هر دو سو را به میانه روی و اعتدال بازگرداند...


[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:29 PM ] [ Hamid ]

علي مطهري نماینده مردم تهران در نطق خود در مجلس گفت: وزیر کشور باید پاسخ دهد که چرا نسبت به پدیده بانوان ساپورت‌پوش در سطح تهران و برخی از شهرها بی‌تفاوت است. این چه پوششی است که تا 30 سانت بالای زانو آشکار است؟ از ابتدای انقلاب اسلامی حجاب استاندارد گذشته از چادر عبارت بود از شلوار، مانتو تا زانو و روسری و مقنعه؛ دولت اسلامی موظف است آن بخش از امر به معروف و نهی از منکر که مستلزم اعمال قانون است و کار مردم نیست را انجام دهد و بدیهی است که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، مجلس شورای اسلامی به وظیفه خود عمل خواهد کرد.

[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:19 PM ] [ Hamid ]



احترام به بزرگان حاضر در مراسم یکی از کارهای خوبی بود که اتفاق افتاد








ادامه مطلب
[ چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ ] [ 22:16 PM ] [ Hamid ]
تصاویری از اولین ثانیه های زندگی زمانی که کودکی تازه پا به این دنیا می گذارد.این تصاویر در بیمارستانی در کپنهاگ در دانمارک ضبط شده زمانی که عکاس دانمارکی اولین لحظات به دنیا آمدن یک نوزاد را به تصویر کشیده است. خانم بوند 22 ساله در یک زایمان سزارین نوزاد خود را به دنیا آورده که تصاویر این نوزاد تازه به دنیا آمده را در زیر می توانبد مشاهده کنید.


ادامه مطلب
[ سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ ] [ 19:29 PM ] [ Hamid ]

فقط ۹ هزار میلیارد تومان


خبرگزاری فارس عصر روز شنبه و از قول رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، خبر داد که بابک زنجانی، بدهی دو میلیارد و ۶۰۰ میلیون یورویی خود به وزارت نفت را پرداخت کرده است. این میلیاردر جوان و در پرونده های مربوط به فساد اقتصادی و تخلف مدیران دولتی نام وی به میان می آید، پیش از این اعلام کرده بود که یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون یورو از پول فروش نفت را برنگردانده که آن هم در حساب اوست و به دلیل مشکلات تحریم، امکان انتقال آن وجود ندارد. وزیر نفت هم میزان بدهی زنجانی را بیش از دو میلیارد دلار عنوان کرده بود. حالا و بنا به گفته این نماینده مجلس، با احتساب نرخ ارز مرجع، مبلغی نزدیک به ۹ هزار میلیارد تومان از مطالبات وزارت نفت، در اختیار این وزارتخانه قرار گرفته است.

 

"موفقیت بزرگ زنگنه"

وبسایت آینده آنلاین (که پیش از این با نام بازتاب امروز فعالیت می‌کرد و برای نخستین بار از نقش زنجانی در معاملات نفتی پرده برداشت) وصول طلب وزارت نفت را "موفقیت بزرگ زنگنه" دانسته و نوشته است: "وزیر نفت از نخستین روزکاری خود بازپس گیری این بخش از اموال بیت المال را در دستور کار قرار داد و توانست پس از حدود سه ماه، بخش قابل توجهی از طلب وزارت نفت از بابک زنجانی را وصول کند"

بنا به همین گزارش،...............................


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۲ ] [ 21:22 PM ] [ Hamid ]

اگر از عام بترسی که سخن فاش کنی ـ سخن خاص نهان در سخن عام بگو


انتشار عکس برهنۀ رومینا گشتاسبی، دانشجوی ایرانی بر روی جلد یک مجلۀ اسپانیایی خشم ایرانیان را بر انگیخت. این دانشجوی ایرانی که حدود 8سال پیش با بورسیه وارد دانشگاه دولتی اسپانیا شده بود، علت این اقدام مضحک و موهن اش را تغییر شناخت مردم جهان از ایرانیان اعلام کرده و گفته بود: "اسپانیایى ها ما ایرانیها را به عنوان یه مشت تاجر فرش و خاویار میشناسند!"



 داریوش سجادی نیز در واکنش به این جریان رسانه ای مشکوک، احمقانه و مشمئزکننده، ضمن محکوم کردن این خیانت بارز رومینا گشتاسبی به ملّت و فرهنگ کشورمان، در یادداشتی کوتاه، پاسخی دندان شکن به او داده و با وجود آن که گفتار سجادی در فرازهایی از این یادداشت، از چارچوب ادب خارج شده، لکن آن چه در ادامه می خوانیم، زبان حالِ سرخ و غیور سجادیست و در مقایسه با انگیزه و کنشی که منجر به واکنش و خلق این یادداشت گردیده، متنی است آرام و کاظم!

اگر از عام بترسی که سخن فاش کنی ـ سخن خاص نهان در سخن عام بگو

داریوش سجادی:

"بقول «بینش پژوه» این روزا برزخی ام ـ خیلی خرابم داش آکل!
یه چیزائی می بینم انگاری خوابم داش آکل!
سرکار خانم «رومینا گشتاسبی» که معلوم نیست از زیر کدام بُته سر و کله اش پیدا شده با انتشار عکس عریان خود بر روی جلد مجله اسپانیائی «اینتر ویو» ذیل این «هنر نمائی» فرموده اند:
«چون اسپانيايى ها ايرانيها را به عنوان يه مشت تاجر فرش و خاويار مي شناسند! هدفم از اين كار آشنا نمودن مردم اسپانيا با «فرهنگ» ايرانی ها بود» (!)
یک نفر به این علیا مخدره بفرمایند قبل از شما نیز یک خودشیفته به کفایت از این دست فرهنگ نمائی ها مرتکب شده بودند.
قدر مسلم آنست اگر فرهنگ و عصاره فرهنگ انباشت مشتی چربی در خُلل و فُرج جماعت نسوان است بر این روال «گاو مش حسن» بزرگ فرهنگ دار چنین فرزانگانی است!
روزگار بدی شده...


آیا وقتی سلف ایشان(جنیفر لوپز) با شعف و ابتهاج خبر از آن می دهند که باسن مبارک! خود را بمبلغ یک میلیون دلار بیمه فرموده اند(!) نباید مطمئن شد در روز تقسیم «مغز» سهم ایشان و امثال ایشان «پهن» بوده است!؟
خیر سرکار خانم گشتاسبی!
برخلاف توهمی که به شما القا و تزریق کرده اند چنین جهدی «فرهنگ نمائی» نیست! فاحشگی است! هرزگی است! تن فروشی است!
در ادبیات عامه ایرانیان، اشتغال علیا مخدره ای به چنین کاری را برخلاف تصور شما بجای بلندی شعور، هم صنفی با «پری بلنده» یکی از رهبران جنبش سلطنت طلبانه کودتای 28 مرداد و از پیس کسوتان «شهرنو» تلقی و نامگذاری می نمایند! 
هر چند این بنده های خدا خود قربانیان «ضد فرهنگ برهنگی متمدن معنا شده» می باشند!"

[ جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 13:7 PM ] [ Hamid ]
به نقل از یک پزشک، گوشی‌های موبایل چیزهای فوق‌العاده‌ای هستند، اما بدون شبکه‌های موبایل، با آنها نمی‌توان وب‌‌گردی کرد، تماس تلفنی برقرار کرد یا پیامک زد. ما معمولا به زیرساخت‌های بزرگی که برقراری این شبکه را میسر می‌کنند، توجه نمی‌کنیم، اما در این پست می‌خواهیم به شما نشان بدهیم که اگر چشمان ما توانایی دیدن این شبکه‌ها را داشتند، چه منظره‌ای می‌دیدند!

در عکس زیر شهر شیکاگو را می‌بیند و اینکه چطور دکل‌ها و آنتن‌ها، شهر را به صورت یک کندوی عسل پوشش داده‌اند، در هر گوش این شش ضلعی‌ها دکل یا آنتنی قرار دارد.

12-12-2013 8-39-22 AM

الگوی تابش هر آنتن با توجه به موقعیت و فرکانس‌های متفاوتی که کاربران با آنها متصل می‌شوند، متفاوت است و به همین خاطر با رنگ‌های متفاوت نشان داده شده‌اند.

بدیهی است که این الگو ثابت (استاتیک) نیست و هر آن تغییر می‌کند، اما ما اگر می‌توانستیم عکسی بگیریم، احتمالا چنین چیزی می‌دیدیم.

در اینجا هم تصویری از یکی از مناطق نیویورک را می‌بینید:

12-12-2013 8-39-39 AM

عکسی از خیابان هربرت سی هوور در واشنگتن:

12-12-2013 8-39-56 AM

و تپه‌های هالیوود:

12-12-2013 8-40-14 AM

و کاخ سفید:

12-12-2013 8-40-31 AM

[ جمعه بیست و دوم آذر ۱۳۹۲ ] [ 13:3 PM ] [ Hamid ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هی باخودفکرمیکنم چگونه است که مادراین سردنیا،عرق میریزیم و وضعمان اینست وآنها درآن سردنیا،عرق میخورندووضعشان آنست!
نمیدانم مشکل درنوع عرقست یادرنوع ریختن وخوردن!


آدم سیاسی ای نبودم، علاقه ای هم به سیاست نداشتم
تا اینکه سال پر هیجان 88 فرا رسید و فضای پرشور انتخابات من رو هم مثل بقیه تحت تاثیر قرار داد...
جنبش سبز جو سنگینی درست کرده بود، حرفای دو کاندید پر سر و صدا منو حسابی گیج کرده بود...
از امام فقط اسمش رو شنیده بودم و بزرگیشو اما به شخصه اندیشه هاش و افکارش رو مطالعه نکرده بودم...
از رهبری و ولایت فقیه هم چیزی حالیم نبود...
اما سال 88 جریان زندگی من و اندیشه هام رو عوض کرد...
هر جا میرفتیم بحث سیاسی بود، هر کی یه حرف میزد، حسابی گیج شده بودم، همش با خودم میگفتم ای خدا حق با کیه؟؟!
این جو واسه یه آدمی که از سیاست اطلاع زیادی نداره خیلی سنگین بود...
خواسته یا ناخواسته من هم سوار بر موج سیاسی کشور شدم...
اما این وسط مونده بودم که حق کدوم وره! منم مچ بند سبز ببندم یا نبندم؟!!
انتخاب ساده نبود، نیاز به نحقیق داشت...
پس تحقیقاتم رو شروع کردم، واسم جالب بود که هر دو طرف دم از امام میزدن و اون یکی رو خارج از خط امام میدونستن!! پس به این نتیجه رسیدم که راه درست راه امامه... چون هر دو طرف سعی میکنن خودشون رو به امام بچسبونن!
جالب تر از همه اینکه کسایی رو میدیدم که تا دیروز رو به روی انقلاب بودن اما الان شدن خط امامی و شعارشون رای ما یک کلام، نخست وزیر امام بود!!
با طرفدارای هر دو طرف حرف میزدم، چیزی که واسم واضح بود این بود که از نظر ظاهری طرفدارای موسوی شباهتی به اندیشه های امام نداشتن، چرا که ستادای سبز توی بالاشهر شهرمون یاسوج، بیشتر شبیه به پارتی بود تا ستاد انتخاباتی!!
توی حرفای امام هرجا که سخن از آزادی بود نشنیده بودم که آزادی یعنی رقصیدن دختر و پسر توی خیابون!! اما اونا با حمایت از موسوی شعار آزادی میدادن!!!
اگه این آزادیه پس اون جوونایی که سال 57 انقلاب میکردن چرا دم از آزادی میزدن؟!!
مگه این آزادی توی زمان شاه نبود که اونا شعار آزادی میدادن؟!!
نه انگار اینا منظورشون از آزادی چیز دیگه ایه!!
آره، هر روز این صفحه ی سیاه سیاست واسم روشن تر میشد...
کم کم با اندیشه های امام و انقلاب آشنا شدم، یه حس خاصی داشتم، امام بدجوری تو دلم جا باز کرده بود...
قضیه مفصل تر از این حرفاست، به همین بسنده کنم که وقتی تفاوت های افکار امام با جنبش سبز رو دیدم تصمیم گرفتم احمدی نژاد رو انتخاب کنم، افکار و اعمال اون و طرفداراش خیلی بیشتر به امام شبیه بود...
ملاک دیگرم این بود که ببینم قشر مستضعف بیشتر طرفدار کدوم یکی از کاندیداها هستن، واسم جالب بود که بیش از 80 درصد ماشین های مدل بالا جنبش سبزی بودن ولی اکثر قشر متوسط و تقریبا کل قشر مستضعف احمدی نژادی!
بگذریم، گذشت و گذشت تا اینکه انتخابات برگزار شد و چشم کل جهان به حضور 85 درصدی مردم خیره شده بود...
از همون اول هم معلوم بود که این جو به این سنگینی به همین راحتیا خاموش نمیشه...
و طرح اصلی فتنه شروع شد...
هنوز یه جای کار میلنگید، با وجود تحقیقات زیادی که کردم و مطالعاتی که انجام داده بودم ولی هنوز از یه چیزی آگاهی درست نداشتم، و اون رهبری بود...
شناخت رهبری از نماز جمعه ی تاریخی تهران شروع شد...
حرفاش منطقی و محکم بود، واقعا به معنای واقعی رهبری میکرد...
از ته دل عاشقش شده بودم، حرفاش یه ملت رو آروم میکرد...
بعد کلی تحقیق دیگه به این نتیجه رسیدم که آری، خامنه ای خمینی دیگر است...
دیگه واسم احمدی نژاد ملاک نبود، فهمیدم که ملاک انقلاب و امام و رهبری هست...
آخه خیلیا هم ملاک رو موسوی قرار دادن و از انقلابی تبدیل شدن به ضد انقلاب!
خوشحال بودم که با رحلت امام، انقلاب به دست نامحرمان نیفتاد...
آری، خود امام خواسته بود که انقلاب به دست نامحرمان نیفتد...
و چه خوب مردم ایران محرم را از نامحرم تشخیص دادند...
بعد وقایع روز قدس و روز دانشجو و توهین به عکس امام و روز عاشورا و... خدا رو شکر کردم که کمک کرد از همون اول راه درست رو انتخاب کنم...



امکانات وب
IS