
برگرفته از سایت
هر ساعت از نو قبله ای با بت پرستی می رسد توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
نگاهی به فعالیت فرقههایی که پوسته و پوشش دینی – مذهبی دارند بوضوح نشان می دهد که این فرقه ها رسما تشکل فردی و گروهی یافته و ریشه های دینی را آماج اهداف شیطانی خود قرار داده است.
گزارش مستند«ندای انقلاب» حاکی است این فرقهها اعضایشان را از لایه هایی از مذاهب قبلی که دچار تندروی یا کند روی بوده به همراه تعدادی از مرتدها جلب و جذب کرده و فعالیتهای خود را پی می گیرند.این فرقه ها گرچه بنا بر محیط های پیرامون خود به نشرآئین های شیطانی می پردازند اما نگاهی دقیق تر نشان می دهد که آنان جزیی از یک منظومه و ساختاری کلی ترمی باشند که به سمت جهانی شدن گام بر می دارند.
از دیگر سو فرقهها از دیدگاه علوم اجتماعی تعاریف گوناگونی دارند. در این میان بخشی از کارشناسان بر این باورند که باید در تجزیه و تحلیلها، فرقههای ضد دینی سکولار را جدا از انگیزههای مذهبی مورد بحث و بررسی قرار داد.بنا بر نگاه این کارشناسان فرقههای موجود که همینک فعال می باشند در چهار دسته قرار میگیرند:
1- گروههای سکولار ضد دین
2- گروههای ضد اسلام
3- گروههای خاص مخالف دین
4- گروههایی که توصیههایی در مورد ظهور و مرگ ارائه میدهند.
در این میان اما برخی از این فرقه ها که دارای لایه ای از دین بوده اما کاملا التقاطی و بهره آزادانه از سایر رسوم عرفان های دروغین دیگر دارد این روزها مجالی یافته اند که دربستری از اعتمادهای بی جای برخی افراد به جولان بپردازند.نمونه این افراد شخصی به نام علی یعقوبی می باشد که هم اکنون دستگیر و پرونده آن در دستگاه های ذیربط در حال بررسی است و شنیده شده که به نجف آباد تبعید خواهد شد.

علی یعقوبی کیست ؟
علی یعقوبی قطب معنوی یکی از این جریانهای انحرافی است که در اواخر دهه هفتاد شمسی شکل گرفته و هنوز هم کم و بیش به حیات خود ادامه میدهد. وی در تاریخ ۱۳۴۴هجری شمسی در تهران متولد شده و تحصیلات خود را تا سطح دیپلم در این شهر ادامه داده و در رشته پزشکی دانشگاه شهید بهشتی مشغول به تحصیل میشود لیکن به دلیل مشکلاتی که برای وی پیش میآید از دانشگاه اخراج میشود.
پدرنامبرده آقای «زین العابدین یعقوبی» در 13 اسفند سال ۶0 توسط عوامل گروهک منافقین ترور می شود.
یعقوبی پس از ورود به عرصه اجتماع و حضور در دانشگاه فعالیتهای انحرافی خود را آغاز میکند.
وی ابتدا با برگزاری جلسات سخنرانی برای دانشجویان، بسیجیان، و بچههای هیئتی، کم کم افرادی را به دور خود جمع نموده و به طرح مباحثی همچون توحید، ولایت و عوامل غیبت و ……. میپردازد.
پس از آنکه جلسات وی با اقبال نسبتاً خوبی روبرو میشود نامبرده فعالیت های خود را به صورت سخنرانی هفتگی ادامه داده و حدود هفتصد تا هزار نفر نیز از جوانان،فعالان برخی نهادها و ارگانهای مختلف در جلسات وی حضور می یافتند. حاصل سخنرانیهای یعقوبی در این مدت بعدها به صورت جزواتی با عنوان نظام عالم (۸۵ جزوه) و نظام بشر (۴۴ جزوه) و به سوی ظهور (۲۰ جزوه) و همچنین کتابی با عنوان چهل شب با کاروان حسینی (حدوداً پانصد صفحه) انتشار یافت.
وی همچنین مطالب خود را از طریق سایت تحت عنوان«.....» در اختیار مخاطبین خود- البته با عناوینی مستعار نظیر آشپز کاروان- قرار داده است.
بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که یعقوبی به دلیل پیشگویی عوامل ترور پدر خود، به مدت سه ماه و اندی نیز در حبس بوده و پس از اظهار ندامت آزاد میشود. وی در غالب سخنرانیهای خود ادعا میکند مطالبی که بیان میکند در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و این سخنان حتی برای علمای شیعه نیز تازگی داشته و آنان از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجز هستند.
وی همچنین معتقد است هیچ فقیهی در میان شیعه وجود نداشته و کسی غیر از خودش جایگاه واقعی فقه را در نظام معارف اسلامی نمیداند. وی در بسیاری از سخنرانیهای خود به علمای شیعه حمله نموده و آنها رابه قصور در فهم معارف دین متهم میکند. دربعضی موارد نیز تعدی نموده و آنها را به مبارزه و محاجه میطلبد. و یکی از اهداف خود را از ذکر این سخنان بیدارکردن علمای شیعه از خواب غفلت و نشان دادن راه به آنها معرفی میکند.
بدون تردید سخن گفتن در حوزه مباحث دینی و برداشت و استنباط از گزارهها و آموزههای دین همچون هر حوزه دیگری نیازمند تخصص لازم است و تخصصهای لازم برای برداشت ازمتون دینی عبارتند از: علم صرف، علم نحو، علم معانیبیان، علم منطق، علم اصول، علم رجال، علم درایة الحدیث، علم قرائت، علم تفسیر و بعضی علوم دیگر، که اصطلاحاً با عنوان علوم حوزوی از آنها یاد میشود. و هر کس که از این علوم بیبهره یا کم بهره باشد برداشت او، از متون دینی حتی برای خود وی حجیت نداشته و عذر آور نمیباشد.
توهین به روحانیت، حلقه وصل «علی یعقوبی» و جریان انحرافی
فحوای بیشتر سخنرانی های علی یعقوبی در راستای نظریه های «آخر الزمانی» و راهکارهای «فراهم آوردن شرایط ظهور» است. وی به زعم خود، بارها روحانیت را به مناظره فراخوانده و در سخنرانی های متعدد خود گفته است:«من مسائلی را مطرح می کنم که در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام گفته نشده و کسانی که مدعی اسلام شناسی هستند نیز از آوردن مثل آن و یا تکمیل آن عاجزند، اگر صد عالم، صد شبانهروز زحمت بکشند و بخواهند درباره حنیفیت سخن بگویند، به اندازهای که من فی البداهه در این باره حرف دارم، مطلب نخواهند داشت.»
وی همچنین می گوید: «وقتی به آقایان میگوییم شما اسلام شناس نیستید، میگویند: نه هستیم. هستید؟ جداً میگویید؟ باشد؛ خداوند اوج اسلام را دین مرضی مطرح میکند، یکی از آقایان قم بیاید و دین مرضی را توضیح دهد، هر چقدر هم مهلت بخواهد دارد»!.در حقیقت نگاهی دقیق تر نشان می دهد که این گفته ها در همان تزریق اندیشه اسلام منهای روحانیت است که به روش های گوناگون از سوی جریان انحرافی تحجر جدید نمایان شده است.
نکته جالب دیگر که در این زمینه باید به آن اشاره شود تا خط رسانه ای آن به درستی شناخته شود، درباره سی دی انحرافی «ظهور بسیار نزدیک است» که شالوده فکری و اساس کالبدی آن بر پایه مباحثی است که نامبرده در سلسله بحث های به سوی ظهور خود آورده داده است.
به بیان بهتر، اندیشه زلال مهدویت در تاریخ همواره با آسیبهای گوناگونی روبه رو بوده است. از یک سو، برخی با معرفی خود به عنوان مهدی و یا نایب و باب دسترسی به آن حضرت و یا به عنوان کسی که مورد عنایت امام زمان بوده و پرتوی از لطف آن حضرت در وی تجلی نموده است و با استفاده از احساسات مردم، تلاش کردند به مطامع خود دست یابند و از سوی دیگر، برخی از روی غفلت یا به عمد و با هدف جلب قلوب دوستداران امام مهدی(عج) به سوی خود و قرار گرفتن در کانون توجه آنها، با بزرگنمایی برخی از آموزههای مهدویت، ناهنجاری هایی را در رفتار شیعیان پدید آورده و میآورند و گاهی نیز با ارایه تفسیری نادرست از بعضی از آموزههای آن، دشواریهایی را در راه ترویج و پایبندی به آنها و در نتیجه در اعتقاد مردم نسبت به امام زمان میآفرینند.
این جریان در تاریخ، تهدیدی برای اندیشه مهدویت بوده و در عصر حاضر نیز تهدیدی جدی برای این اندیشه تابناک به شمار میآید.
انحرافات عقیدتی - فکری علی یعقوبی
1ـ وی در بسیاری از سخنرانیهای خود به علمای شیعه حمله کرده و آنها را به قصور در فهم معارف دین متهم میکند.
2ـ ورود در حوزه مباحث دینی و برداشت و دریافت از گزارهها و آموزههای دینی بدون داشتن هیچ گونه تخصص.
3 ـ مدعی ارتباط با عوالم بالا!
4ـ صدور جواز تقلید از فقهای صد سال پیش!
5ـ تفسیر و تأویل به رأی متون کلام الله مجید بدون داشتن هیچ گونه تخصص در علوم قرآنی
6ـ عالم خودخوانده خواندن خود. نامبرده مدعی است، علوم نداشته خود را از معلمی که 1400 سال پیش شهید شده، فراگرفته است.
7ـ مدعی شفا دهندگی بیماران، در حالی که هیچ گونه مورد مستندی گزارش نشده و همه اخبار ساخته و پرداخته مریدان چشم و گوش بسته اوست.
شاگردان خاص آقای بی سواد روی خط اجنه!
یکی از گفتمانهایی که علی یعقوبی سعی در بزرگ نمایی آن دارد نشان دادن قدرت اجنه و شیاطین است که متاسفانه این خط انحرافی در سالهای اخیر از سوی بعضی از برنامه سازان صدا و سیما پیگیری شده است.
ساخت سریالهایی مانند (او یک ......)و (ا....) خود شاهد مثالی بر استیلای این طرز تفکر در بعضی از برنامه سازان صدا و سیما است.
جمله ای دارد که شاید به گوش آشنا باشد او در یکی از کتابهایش می گوید :«در حال حاضر عوالم به هم نزدیک شده و اجنه و شیاطین وارد دنیا می شوند.» این جمله را در کدام فیلم پر فروش سینمایی سالهای اخیر شنیده اید؟!
گفته می شود این فیلم بنابرالقائات نامبرده و بنابر تفکر وی ساخته شده است!و کارگردان این فیلم تحت تاثیر سخنان این فرد بوده است.
برخی شنیدها حاکی است که تعدادی از کارگردانان سینما و تلویزیون نظیر(د.م) و (س.م)و... که این روزها سریال های پر طرفداری را در سیما در حال پخش دارند نظیر(....)با نامبرده ارتباط مرید و مرادی دارند و در قسمتهای آتی این سریال رگه هایی از تفکر شیطانی علی یعقوبی در آن دیده خواهد شد!
یکی دیگر از شاگردان نامبرده حاج آقا(الف) کارشناس مسائل دینی در سیما می باشد که از همواره از کاروان ظهور می گوید که تحت تاثیر سخنان ضد روحانیت علی یعقوبی ، پس از مدتی به جهت اینکه لباس روحانیت را کسر شان می دانست!خودش را خلع لباس کرد!
از دیگر شاگردان نامبرده که این روزها برنامه ای گفت و گو محور را در سیما در حال پخش دارد و خودش را کارشناس سینمای آخرالزمانی می داند و از هر فیلم هالیوودی به دنبال نشانه های ظهور است (ن.الف) است که با کارگردان فیلم پر فروش سال گذشته که در بالا نیز به آن اشاره شد ارتباط خوبی دارد!
از دیگر شاگردان نامبرده آقای(ر) از مدیران برجسته رسانه ملی می باشد که سهم مهمی در ترویج تفکر نداشته!علی یعقوبی در رسانه ملی دارد.
اگر بخواهیم لیستی از شاگردان این فرد تهیه کنیم سیاهه ای طولانی خواهد شد که در این مقال نمی گنجد و اصلا مشخص نیست که چرا این افراد با این سوابق فرهنگی و بعضا دینی چگونه خود را تحت تعلیم این فرد قرار داده اند.
نظریه حجتیه نوین:
یکی از نظریاتی که توسط علی یعقوبی مطرح شده است،نظریه«حجتیه نوین» مبتنی بر رد اصل ولایت مطلقه فقیه بوده است.اصولی که وی درنظریه خود بر آن اصرار دارد عبارت است از:1- نظام ارزشی حکومت مستضعفین و 2- نظام ارزشی حکومت حقه.
وی براین باور است که تمام حکومت های اسلامی که با شیوه و روش عادی اداره می شود،همان نظام ارزشی مستضعفین است مانند حکومت حضرت رسول ا...(ص)،حکومت حضرت علی (ع) و حکومت فعلی جمهوری اسلامی ایران.اما در حکومت حقه یا حاکمیت حقه اصل السابقون السابقون و اولئک المقربون تحقق پیدا می کند و چنین جامعه ای با قدرت خاص الهی اداره می شود مانند حکومتهای حضرت سلیمان و حضرت داود و حضرت طالوت و ذوالقرنین.درمورد نظام اسلامی نیز ظاهرا عقیده برآن است که دوران حکومت حضرت آیت الله خامنه ای دوران بینابین واگذار است و گذر از حکومت مستضعفین به سمت حکومت حقه است.علی یعقوبی مدعی است:حکومت مستضعفین با ابزار فقه اداره می شود اما درحکومت حقه کسانی باید حاکمیت جامعه را بر عهده بگیرند که واجد قدرت خاصه نیز باشند.
مدعیان چنین فلسفه ای در حقیقت بر این باورند باید تا روز تحقق حکومت حقه در کنار رهبر معظم انقلاب باشیم ولی در زمان تحقق حکومت حقه این نیاز رفع می شود یعنی دیگر تبعیت از ولایت فقیه معنا ندارد.در همین رابطه نامبرده بر این عقیده است که در حکومت مستضعفین ولی فقیه حاکم است اما در حکومت حقه،فقه کافی نیست و ابزارهای خاص حکومت الهی نیاز است.بجای ولی فقیه امام عصر(عج) که صاحب اصلی جهان اسلام است حاکم است.
نوشتار رویا پیروز
به نام خدا
با این اوصاف این همه آدم به قول خودتان فرهنگی و دینی بی سواد و نادان و منحرف هستند و نویسنده این مطلب و امثالهم در جبهه درست و حقیقت!!
دوست عزیز بهتر نبود به جای این همه تهمت و بی تقوایی که خود رهبر معظم انقلاب تاکید دارند از اون در رسانه ها پرهیز بشه سعی در حداقل نقد علمی مطالب ایشون می کردین
عقل سالم میگه اگه ایشون دنبال انحراف باشه که مطالبشو شفاف بیان نمی کنه و بعدم نمیاد از علما دعوت کنه تا این مطالبو نقد کنن!!
در ضمن ایشون بارها شده که از شخصیت هایی چون امام خمینی رحمت الله علیه،آیت الله بهاالدینی،رهبر معظم انقلاب،آیت الله حسن زاده و علمای دیگه با بزرگی و احترام یاد کردن.ایشون گفتن که سربازی امام زمانو باید با سربازی در قبال رهبر معظم انقلاب تمرین کرد.
ایشون هرچه گفتن و ارائه دادن مبتنی بر آیات و احادیث و با دلیل بوده.پس بهتره به جای تعجب از رفتارهای اشخاص به قول خودتون پیرو آقای یعقوبی و متهم کردن اونا با عناوینی ناصحیح به فطرتتان رجوع کرده واین قدر مطمئن و حق به جانب صحبت نکنید و یک درصد هم درونتان احتمال دهید شاید شما دچار اشتباه باشید و به دنبال نقد علمی مباحث ایشون از طریق عرضه به علمای بزرگی که دسترسی دارید باشید و اون زمان اگر دلیل بر رد مطالب یافتید بسم الله...
عتیقه ها جن و شیاطین که خرافه نیست توی قرآن اگر خوانده باشید هم هست ولی امثال این آقا از آن سوءاستفاده کرده اند فیلم ارزشی ملک سلیمان را هم با این بی سوادی زیر سوال نبرید بروید داستان های قرآنی را بخوانید
1- افراط و تفریط در اسلام مردود است،خیر الامور اوسطهی
2- اصل ولایت فقیه در طول اصل امامت است و نه به موازات آن و لذا با ظهور امام عصر(عج) فقها و فقیه تحت ولایت امام عصر(عج)خدمت خواهند کرد کمااینکه ولی فقیه در عصر غیبت نیز غیر مستقیم تحت ولایت ولایت و توجهات امام عصر(عج)و تا زمانی که در بر طریق عدالت و قانون شرعیت حرکت می کند از این ولایت بهره مند است.توصیه اکید دارم کتاب " ولایت فقیه" حضرت امام خمینی(ره)موشکافانه مطالعه شود تا مبانی اصل ولایت فقیه و ضرورت این ولایت در عصر غیبت تبین شود و نه در عصر ظهور و حکومت امام عصر(عج).
3-مراقب باشیم با تفریط در پذیرش اصل ولایت فقیه، امامت امام معصوم(ع) و ولایت امام عصر (عج)را زیر سئوال نبریم کما اینکه ارادتمندان حضرت ابوالفضل(ع) در برخی مداحی ها بگونه ای رفتار می کنند کانه مقام آن حضرت برتر از امام معصوم (ع) بوده است!حال آنکه آقا قمر بنی هاشم ولایتش تحت ذیل ولایت امام معصوم(ع)است.
4-سعی نکنیم مخالفان خود را با بهتان و تهمت به چالش بکشانیم چرا که این رویه شاید در کوتاه مدت برای اهداف سیاسی و انتخاباتی جواب بدهد اما در بلند مدت سبب بی آبرویی ما و دچار شدن ما به این رذیله اخلاقی توسط رقیب خواهیم بود.خدا می فرماید: قل هاتوا برهانکم" و نفرموده که قل هارتو بهتانکم!
صرف شنیدن و یا حضور در جمعی که سخنران آن هم عقیده و هم فکر ما نیست ، مجوز تهمت و افتراء به دیگران نمی تواند باشد که اگر چنین باشد باید بسیاری بزرگان نظام را منحرف نامید چرا که خود متولی برگزاری جلسات آزاد اندیشی در مواجه با طرح دیدگاهها و عقاید مخالف و حتی منحرف بوده اند و بویژه در مواجه با گروههای ضد انقلاب و حتی تکفیریها و وهابیت!
5- همانگونه که در سال گذشته ودر سخنرانی آقا- رهبر معظم انقلاب- در سفر به شهر مقدس قم و در جمع طلاب فرمایشاتی را داشتند،تاکید بر عمل به وظیفه توسط حوزویان در عرصه فرهنگی است.
متاسفانه از کم کاری و یا حتی عدم اقدام جامع و کسترده حوزه و مدارس علوم اسلامی و عدم حضور مستمر ایشان در لایه مختلف اجتماعی ،می بینیم باب " عرفانهای کاذب" و " جریانات انحرافی عقیدتی" در حال شکل گیری و کسترش است و در این میان حوزویان مسئول و در پیشگاه خدا و امام عصر(عج)و هر گونه قصور،گناه است.
شما ملاحظه بفرمایید یک جریان دانشجویی بنام تحکیم وحدت (طیف علامه)و امثالهم که عددی نیستند چگونه برای جریانات اپوزسیون بستر سازی می کنند! آنوقت می بینید حوزویان و طلاب ما در انفعالند مگر مجموعه هایی مثل موسسه حضرت آیت الله مصباح که حقیقتا مسئولانه عمل می کند.
وقتی رهبری حوزه را مخاطب قار می دهد و کوتاهی ایشان را مستوجب این مه که اگر برای نظام مشکلی پیش آید آنان زیان بیشتر خواهند کرد معنایش این است وضعیت موجود و عملکردی حوزه قابل قبول در تحولات سیاسی و فرهنگی نیست!.
لطفا فرمایشات آقا در سفر سال گذشته به قم و در جمع طلاب را بازبینی کنید.آن فرمایشات فقط سخنرانی محض نبود ، به نظر رنجنامه از عملکرد حوزه بود.
6- حالا حتما هرکس از حوزه انتقاد کند،اسلام به خطر می افتد ! و باید طرف را حکم تکفیر داد!
نه...اینگونه نیست چرا که قبلا از حوزه های ما،اسلام زنده بوده و خواهد ماند وحوزه های صرفا ابزاری برای خدمت به اسلامند و لذا ست که باید این ابزار مورد بازنگری برای جوابگویی ه نیازهای امروز بشر باشند.
علی ایحال عزیزان از تهمت و افتراء علیه کسانی که نمی توانیم جواب منطقی به آنها بدهیم ، اجتناب شود.
برای اهداف سیاسی و انتخاباتی سعی نکنیم کسانی که با اقبال عمومی مواجه اند را تکفیر کنیم، قل هاتوا برهانکم.
مگر در دوره خاتمی این ابزار استفاده نشد؟پاسخ مردم چه بود؟
انتخاباب دو دوره ریاست جمهوری او!!!
با بهترین ابزار و براهین متقن به نبرد نرم برویم، روشهای سلبی چندان مورد اقبال افکار عمومی نیست!
روشهای ایجابی باید مورد توجه قرار گیرد.